تبليغاتX
هم صحبتی

هم صحبتی
امام علی ع : هم نشينى (با هم نشين) خوب ، نعمتى است.

منوي اصلي
صفحه نخست
فهرست مطالب وبلاگ
پروفايل
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
تعداد بازديدها:

درباره وبلاگ

روزها فكر من‌ اين‌ است‌ و همه‌ شب‌ سخنم ... ‌كه‌ چرا غافل‌ از احوال‌ دل‌ خويشتنم‌ ... از كجا آمده‌ام‌، آمدنم‌ بهر چه‌ بود ... به‌ كجا مي‌روم‌ آخر ننمايي‌ وطنم‌؟؟؟
براستی اگر خدایی کامل و بی نقص را می پرستیم چرا نسبت به او بدگمان می شویم؟ و اگر خدایی به بندگانش ظلم و بی توجهی کند سزاوار ستایش است؟ جهانبینی صحیح راه حل مشکل است.موحد واقعی دیگر با هر اتفاقی خدای خود را به بی عدالتی و کم محلی متهم نمی کند.ریشه اصلی بسیاری از واپسگرایی های دینی ما به نداشتن جهانبینی صحیح بازمی گردد.
تلاش میکنیم در این مجال با واکاوی و تصحیح عقایدمان پایه های فکری استواری بنا کنیم.
ham_sohbati@yahoo.com (ایمیل و یاهو مسنجر)
از هم صحبتی با شما در زمینه مسائل دینی و اعتقادی خوشحال می شوم.


آرشيو وبلاگ
88/09/01 - 88/09/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30

موضوعات
فلسفه خلقت
فلسفه عبادت
فلسفه تقلید
عقاید وهابیت
پوچ انگاري زندگي (نهيليسم)
خشم و کنترل آن
دروغ مصلحتی

لينکدوني
شميم رحمت
پاسخگو
بياييد به مسيح ايمان بياوريم!
پاسخ به شبهات ديني
پاسخگويي به مسائل ديني
مرکز ملي پاسخگويي به سئوالات ديني
توبه نصوح
شهرستان خوي (هفته نامه اورين خوي)
پرسش و پاسخ و تحقیقات اسلامی
پايگاه اطلاع رساني امام مهدي عج
وبلاگ فرزند شهيد علي شرفخانلو
منتظران منجی
باران:خدا را فراموش نکنین
انجمن فارغ التحصیلان موسسه امام خمینی ره
سعید طالبی نیا
شمیم صبا
زیور عفاف
هم صحبتی 2
هم صحبتی 3
:: قالب وبلاگ

امکانات وبلاگ!


اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد ! تماس با مدير سايت ! اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها ! لينک RSS



طراح قالب

Template By: Iranhip.com


دروغ مصلحتي
دروغ يعني خبر دادن از چيزي که واقعيت ندارد. يک روانشناس در مورد دروغ چنين مي گويد: در سن چهار يا پنج سالگى وقتى كودك شروع به دروغ گفتن مى كند، قصد و نيتى ندارد و آن را از روى بدخواهى انجام نمى دهد، بلكه مى خواهد مورد توجه واقع شود و از قدرت زبان استفاده كند. اما بعداً، دروغ مى گوييم تا به اهداف مورد نظرمان برسيم و از مشكلات دور بمانيم. گاهى برخى افراد دروغ مى گويند تا از عواطف و احساسات ديگران محافظت كنند و اسم اين دروغ ها را «دروغ هاى مصلحتى» (دروغ هاى سفيد) مى گذارند، اما گاهى يواش يواش اين دروغ گفتن، تبديل به يك بيمارى مى شود و فرد به آن عادت مى كند و احساس مى كند مجبور است دروغ بگويد آن هم بدون هيچ علتى در بررسي موضوع دروغ از نوع مصلحتي آن که در جامعه امروزي مسلمين هم رواج زيادي پيدا کرده است بايد به ريشه هاي آن توجه نمود و به سئوالاتي چند پاسخ گفت:
-  آيا اخلاق و اخلاقيات نسبي هستند؛ تا در موقعيت هاي مختلف تغيير کنند؟
/*]]-->
ادامه مطلب
نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:دوشنبه 2 آذر1388 موضوع: دروغ مصلحتی

خشم و کنترل آن

عصبانيت مي‏تواند عوامل گوناگوني داشته باشد از جمله: 1- حسادت، 2- كم‏حوصلگي و كم‏ظرفيتي، 3- ضعف و ناتواني مزاج، 4- عدم اعتماد به نفس و خودكم‏بيني، 5- حساسيت‏هاي افراطي، 6- منفي‏بافي و سوء ظن به ديگران، 7- همانندسازي و تقليد از والدين، همسالان و همكلاسان و...

     اما دليل آن هر چه كه باشد، با راه‏كارهايي كه ارائه مي‏شود، تا حدود زيادي مي‏توان از آن پيشگيري نمود:

     1- هنگامي كه عصباني مي‏شويد، در خودتان يك تغيير حالت فيزيكي ايجاد كنيد؛ مثلاً مقداري قدم بزنيد و سعي كنيد در آن لحظات تصميم نگيريد و اگر آب در دسترس شماست، مقداري آب خنك ميل كنيد و دست و صورت خود را با آن شستشو دهيد.


ادامه مطلب
نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:یکشنبه 19 مهر1388 موضوع: خشم و کنترل آن

پوچ انگاري زندگي (نهيليسم)

پوچ انگاري زندگي (نهيليسم) بيش از هر چيز ريشه رواني و پسيكولوژيك دارد نه ريشه منطقي. زيرا نه تنها انسان بلكه هر موجود زنده‏اي ذاتا داراي حب نفس، حب بقا و حب كمالات لايق مرتبه وجودي خود مي‏باشد و حركت در جهت خلاف آن به معناي مقابله با غريزه ذاتي است. بنابراين در مرحله نخستين بايد ديد چرا و چگونه شما گرفتار چنين انديشه‏اي شده‏ايد؟ به نظر مي‏رسد چند عامل در اين رابطه مؤثر باشد:

(بقیه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:شنبه 21 شهریور1388 موضوع:

عقاید وهابیت 2

عمده افکار وهابيت در پشت ديوار دفاع از توحيد و مبارزه با شرک و بدعت و بازگشت به سيره و گفتار سلف پنهان شده است به نحوى که خود را مدافع توحيد دانسته و ديگران را مشرک مى خواند. از اين حيث قبل از پرداختن به خصوص شبهات مطرح شده، مناسب است مرز دقيق توحيد و شرک مشخص گرديده و نيز تعريف و ملاک بدعت مشخص گردد. پرداختن به اين دو مبحث پاسخ بسيارى از شبهات را به صورت مبنايى معلوم مى گرداند بدون آن بسيارى از مباحث بى نتيجه باقى خواهد ماند.

  • نقد آراي وهابيت

1. مرز توحيد و شرک

وهابيت بدون ارائه تعريف دقيقى از عبارات، آنرا فى الجمله خضوع و تذلل فراوان در برابر موجود ديگر دانسته اند در حاليکه عبارات خضوع و تذللى است که جوشيده از اعتقادى خاص درباره معبود باشد خواه اين معبود خدا باشد و خواه غيرخدا و انتساب شرک به مشرکان در قرآن به علت اعتقاد قلبى آنها به مقامات خاصى بوده که معبودها و خدايان کوچکى وجود دارند که بخشى از افعال الهى به آنها تفويض شده و در ربوبيت تصرف مى کردند. آنها علاوه بر شفاعت فکر مى کردند عزت و ذلت و پيروزى و شکست و شفاعت و مغفرت آنها به دست بتهاست. بديهى است در اعتقاد به جواز و مشروعيت برخى افعال نظير شفاعت و توسل خواهى، زيارت و... هيچکدام از ذهنيت هاى فوِق وجود ندارند. به نظر شيعه مقدمات عبادت دو امر است، خضوع و تذلل فراوان و احساس اينکه او رب، مدبر کارگردان هستى به صورت کلى ياجزئى است. لذا هر گونه خضوع و فروتنى را نمى توان پذیرفت مادام که همراه امر ملائک به سجده بر آدم، سجده فرزندان يعقوب در برابر يوسف و...

بنابراين پذيرفتن مرز توحيد و شرک با ملاک هر گونه تعلق و وابستگى به غيرخدا يا هر گونه تضرع و فروتنى شديد به غيرخدا ناصواب مى باشد. هم چنين بايد گفت هر گونه انتساب و وابستگى به غيرخدا نمى تواند نادرست باشد و با دو قيد است که اين انتساب يا اشکال مى گردد يکى اينکه انتساب بالاصالة (با قدرت ذاتى) و ديگر باشد و ديگر اينکه انتساب بالاستقلال (بدون اذن گرفتن از ديگرى) گردد.

بعضاً فروتنى و تذلل در برابر غيرخدا که در قرآن کريم مشروع دانسته شده است (از قبيل امر به ملائکه براى سجده بر آدم و...) را موجه و مدلل به علت فرمان خدا مى دانند غافل از اينکه خداوند به عملى که واقعاً شرک است فرمان نمى دهد "ان الله لايامر بالفحشاء و اتقولون على الله مالاتعلمون" و امر به شى ء نمى تواند ماهيت شى ء را دگرگون سازد.

ناگفته نماند که وهابيون توحيد را به دو شاخه تقسيم مى کنند توحيد الوهى و توحيد ربوبى، توحيد ربوبى را همان توحيد در خالقيت و توحيد الوهى را همان توحيد در عبادت مى دانند و عنوان مى کنند که مشرکين توحيد ربوبى داشتند ولى توحيد الوهى نداشتند يعنى اينکه در عبادت مشرک بودند. لازم است توضيح داده شود که توحيد الوهى به معناى عبودى نيست، اله يعنى الوجود الاعلى و المطلق الذى من شوونه ان يکون معبودا، معبوديت لازمه الوهيت است نه مساوى با آن و تفسير اله به معبود تفسير شى به لازمه آن است نه تفسير شى به نفس. از سوى ديگر رب نيز به معناى خالق نيست بلکه به معناى مدبر است و مشرکانى که ماه و ستاره را مدبر مى دانستند نمى توانستند توحيد ربوبى داشته باشند بلکه مشرکين در خالقيت موحد بودند ولى نه در توحيد الوهى داشتند و نه ربوبى.


ادامه مطلب
نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:دوشنبه 16 شهریور1388 موضوع: عقاید وهابیت

عقاید وهابیت 1

حافظ وهبه از نويسندگان معروف وهابى، آراء و عقايد وهابيت را در امور کلى زير خلاصه نموده است:
1- بازگشت به کتاب خدا و سنت پيغمبرى و پيروى راه سلف صالح (صحابه پيامبر و تابعين) در فهميدن آيات و احاديث و نرفتن به راه فلاسفه و متکلمان و صوفيه که همه آنها مخالف طريق سلف صالح است.

(از قبيل آيات و روايات مربوط به اعتقاد به رويت و اثبات جهت و جسم براى خدا و يا معصوم نبودن پيامبران قبل از بعثت و...). نقد اين دسته افکار را مى توان در کتاب "الوهابية والتوحيد" آقاى کورانى ملاحظه نمود.

2- مبارزه و جنگ با بدعتها و منکرات، مخصوصاً چيزهايى که موجب شرک مى باشد از قبيل زيارت ،توسل، تبرک به آثار اولياء، نمازگزاردن نزديک قبر و افروختن چراغ براى قبور و نوشتن برروى آنها، حال براى زيارت بناى قبور و تعمير ساختمانهابراى قبور نذر و ذجه و گريه بر آنها، قسم به غير خدا، استمداد و استشفاء از غيرخدا و شفاعت طلبيدن از آنان و...

3- مبالغه نکردن و غلو ننمودن درباره پيغمبر و اولياء بويژه پس از مرگ و در نظر نگرفتن نيروهاى و امداهاى غيبى و فوِق العاده براى آنان و موثر نبودن و يا فقدان ارتباط ارواح آنان با اين دنيا

آنچه در فوِق اشاره گرديد خلاصه اى بود از افکار و عقايد وهابيت که با توجه به بناى نوشتار بر اختصار نگاشته شده و براى آشنايى بيشتر مى توان به کتابهاى "منهاج السنت"، "مجموعه الرسائل الکبرى" "الفتادى الکبرى"، "الجواب الباهر فى زوار المقابر" و "الرد على الاختايى" از ابن تميمه، کتابهاى "التوحيد" "المهدية النسيه"، "خلاصة الکلام"، "کشف الشبهات عن خالق الارض و السموات" و رساله "اربع قواعد" از محمدبن عبدالوهاب، کتاب "تطهير الاعتقاد" محمدبن على شوکانى صنعانى و يا" ابن تميمه حياته و عصره و ارائه و فقه" از محمدابوزهره و بالاخره "حيات شيخ الاسلام ابن تميمه" از محمدالبيطار مراجعه نمود.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:چهارشنبه 4 شهریور1388 موضوع: عقاید وهابیت

فلسفه تقلید3

راه دوم نيازمند اطلاعات كافى از آراى موجود در هر مسأله و روش‏هاى احتياط است و در بسيارى از موارد، به دليل سختى احتياط، زندگى عادى او را مختل مى‏كند. اين سه راه اختصاص به برخورد انسان با احكام شرعى ندارد و در هر مسأله تخصصى ديگر وجود دارد؛ مثلاً يك مهندس متخصص را فرض كنيد كه بيمار مى‏شود. او براى درمان بيمارى خود يا بايد خود شخصا به تحصيل علم پزشكى بپردازد، يا تمام آراى پزشكان را مطالعه كرده، به گونه‏اى عمل كند كه بعدا پشيمان نشود، و يا به يك پزشك متخصص رجوع كند.
راه اول او را به درمان سريع نمى‏رساند. راه دوم نيز بسيار دشوار است و او را از كار تخصصى خود، كه مهندسى است، باز مى‏دارد. لذا او بى‏درنگ از يك پزشك متخصص كمك مى‏گيرد و رأى او را عمل مى‏كند.
او در عمل به رأى پزشك متخصص، نه تنها خود را از پشيمانى آينده و احيانا سرزنش دوستان نجات مى‏دهد؛ بلكه در اغلب موارد، درمان نيز مى‏شود. مكلف نيز در عمل به رأى مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشيمانى آخرت و عذاب الهى نجات مى‏دهد،؛ بلكه به مصالح احكام شرعى نيز دست مى‏يابد.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:سه شنبه 9 تیر1388 موضوع: فلسفه تقلید

فلسفه تقلید2

از سوى ديگر، چنين نيست كه هر مسلمانى بتواند به آسانى، احكام شرعى را از قرآن و روايات و يا از عقل خود در يابد. نه قرآن مانند يك كتاب حقوقى يا رساله عمليه، احكام شرعى را به طور صريح بيان كرده است، و نه روايات معصومين(ع) چنين است، و نه عقل بشر به تنهايى مى‏تواند همه احكام را دريابد.
براى شناخت احكام شرعى، آگاهى‏هاى فراوانى، از جمله: فهم آيات و روايات، شناخت حديث صحيح از غير صحيح، كيفيت تركيب و جمع روايات و آيات، و ده‏ها مسأله ديگر لازم است كه آموختن آنها نيازمند سال‏ها تلاش جدى است.
در چنين حالتى، مكلف خود را در برابر سه راه مى‏بيند: نخست اينكه راه تحصيل اين علم را كه همان اجتهاد است پيش گيرد؛ دوم اينكه در هر كارى آراى موجود را مطالعه كرده، به گونه‏اى عمل كند كه طبق همه آرا عمل او صحيح باشد (يعنى احتياط كند)؛ و سوم اينكه از رأى كسى كه اين علوم را كاملاً آموخته و در شناخت احكام شرعى كارشناس است، بهره جويد.
بى‏شك، او در راه اول اگر به اجتهاد برسد، كارشناس احكام شرعى خواهد شد و از دو راه ديگر بى‏نياز، امّا تا رسيدن به آن، ناگزير از دو راه ديگر است.


نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:سه شنبه 9 تیر1388 موضوع: فلسفه تقلید

فلسفه تقلید1

ذهنِ پرسش‏گر هر مسلمانى در جست‏وجوى فلسفه احكام شرعى است. اهميّت آگاهى از فلسفه تقليد، نسبت به ديگر احكام، بيشتر است، زيرا:
اولاً:
اصل لزوم تقليد، از مسائلى است كه مكلف بايد خودش به آن دست يابد و نمى‏تواند در اين مسأله تقليد كند. اگر مكلّف مسأله لزوم تقليد را دريافت، باب استفاده از فتاواى مجتهد به روى او باز مى‏شود.
ثانياً:
فلسفه تقليد، در واقع همان دليل و مستند و مدركى است كه لزوم تقليد را براى مكلف اثبات مى‏كند؛ بر خلاف ديگر احكام شرعى كه دليل آن‏ها امر و نهى‏هايى است كه در قرآن و روايات موجود است، بدون اينكه لزوما در آنها به فلسفه احكام نيز اشاره شده باشد.
لزوم تقليد
در شريعت اسلام، واجبات و محرماتى وجود دارد كه خداى حكيم آنها را براى سعادت دنيا و آخرت انسان تشريع كرده است؛ واجبات و محرماتى كه اگر انسان آنها را اطاعت نكند، نه به سعادتِ مطلوب مى‏رسد و نه از عذاب سرپيچى از آنها در صورت مخالفت در امان است.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:سه شنبه 9 تیر1388 موضوع: فلسفه تقلید

فلسفه عبادت4

از جهتي مي توان تقوا را هدف آفرينش دانست؛ زيرا روح پرستش، پارسايي است. عبادت نيز به لحاظ درونمايه اش كه تقوا است، هدف خلقت معرفي شده است. كمال انسان در عبادت پرهيزگارانه خداوند است؛ به عبارت ديگر، خدا كمال محض است و به عبادت انسان ها نياز ندارد. اين انسان هايند كه براي دست يابي به تقوا (كمال) ناگزير بايد در مسير عبادت گام نهند. از جهت ديگر مي توان تقوا را هدف عبادت خواند نه هدف خلقت؛ به عبارت روشن تر، هدف پديده ها پرستش است و هدف پرستش، پارسايي. بنابراين، تقوا با واسطه هدف خلقت به شمار مي آيد.البته ممكن است تقوا را هدف عبادت و آفرينش به شمار آورد. در اين صورت، درطول يكديگر قرار مي گيرند؛ يعني پرستش، هدف آفرينش است و پارسايي، هدف پرستش.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:سه شنبه 5 خرداد1388 موضوع: فلسفه عبادت

فلسفه عبادت3

 دستورهاي خدا و احكام شرع، داراي فلسفه و دليل است، ولي لازم نيست در تمام احكام و فرمان هاي الهي، در پي يافتن دليل اقتصادي، بهداشتي، و علمي آن باشيم.

مسلمان، بايد در برابر فرمان وحي، تسليم باشد و اين روحيه ي تسليم و پذيرش، كمال آدمي است و برخي از دستورها براي آزمودن روح تسليم و بندگي است. بسيارند كساني كه از نشستن در كنار يك شخصيّت يا داشتن عكس با او، خوشحال مي شوند، هر چند نفعي برايشان نداشته باشد. خود اين نزديكي برايشان محبوب است. وقتي براي انسان ها در اين دنيا، اينگونه امور، گرانبهاست، بندگي خدا و در محضر الهي بودن مايه افتخار نيست؟ البته جهان، هدف دارد و انسان كه عضو بالغ جهان شمرده مي شود، نيز هدفمند است.

هدف انسان در نظام تشريع، تكامل عبادي او است. امّا سرّ هر عبادت حقيقت انسان كامل است.

هر كس به ميزان دستيابي اش به كمال انساني، به راز پرستش دست مي يابد.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:دوشنبه 4 خرداد1388 موضوع: فلسفه عبادت

فلسفه عبادت2

احكام و برنامه هاي عبادي اسلام، همه حكمت و فلسفه دارد:

اولاً: به دليل صدها آيه و حديث، كه مردم را به تعقّل و تفكر فرا مي خواند و هيچ مكتبي به اندازه اسلام به انديشيدن دعوت نكرده است.

ثانياً: يكي از انتقادهاي شديد قرآن بر مشركان و بت پرستان، تقليد كور كورانه و بي دليل از نياكان است.

 ثالثاً: خود قرآن، بارها در كنار بيان احكام و دستورها، به دليل آن هم اشاره كرده است.احكام اسلامي همه بر مبناي حكمت ها و فلسفه هاي حساب شده اي استوار است. چه ما به كمك عقل و علم، آن ها را بدانيم، يا هنوز به اسرار نهفته ي آن پي نبرده باشيم به هر حال، روحيه ي تعبّد ايجاب مي كند. وقتي دانستيم چيزي از «احكام اللّه» است، آنرا پذيرفته و عمل كنيم.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:یکشنبه 13 اردیبهشت1388 موضوع: فلسفه عبادت

فلسفه عبادت1

فلسفه عبادت چیست؟

چرا باید خدا را عبادت کنیم؟

آیا او به عبادت ما محتاج است؟

....؟

اینها سئوالاتی است که اگر پاسخ صحیح آن ها را بیابیم، شبهات زیادی که در ذهن وجود دارد حل شده و به نتایج روشنی خواهیم رسید.

مشارکت شما در روشن شدن زوایای مختلف بحث موثر خواهد بود.

 

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:شنبه 12 اردیبهشت1388 موضوع: فلسفه عبادت

فلسفه خلقت 6

خلاصه بحث فلسفه خلقت:

۱. جهانی چنین عظیم و بس منظم، دارای خالقی در شأن خود است؛

۲. خالق جهان، صفات عالی را در حد تام داراست و از صفات دانی مبراست؛

۳. اگر کسی خدایی غیر این را بستاید، پروردگاری ناقص را پرستیده است؛

۴. یکی از صفات خدا؛ عدالت اوست.

۵. عدالت به معنای تساوی نیست، بلکه اعطاء به اندازه و شأن هر چیزی است؛

۶. اگر خدا عادل است پس کارهایش نیز عادلانه است و اگر نیست خدا نیست؛

۷. علت اتهام بی عدالتی به خدا، سنجش کارهای او با معیارهای شخصی و افکار محدود ماست؛

۸. خدایی چنین عظیم و دارای صفات عالیه، کار بیهوده یا با هدف پست انجام نمی دهد؛

۹. هدف خلقت، تعالی انسان با تلاش برای تربیت خود و آمادگی برای زندگی ابدی نیکوست؛

۱۰. درک صحیح این هدف، در طی مسیر صحیح زندگی موثر بوده و از دوگانگی بازمیدارد؛

۱۱. چنین انسانی به مجموعه زندگی تکلیف محور بوده و به مجموعه زندگی دید روشنی دارد؛

۱۲. غفلت از این موضوع مهم، انسان را به ورطه خطرناک شک و گمراهی می کشاند.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:شنبه 29 فروردین1388 موضوع: فلسفه خلقت

فلسفه خلقت5

پس خدایی هست که همه صفات خوب رو در حد اعلی داره و عاری از ذره ای صفت بد است. اگر غیر این باشه لایق ستایش نیست. چنین خدایی در همه کاراش هدف های عالی داره. خلقت انسان بی دلیل نبوده.

هدف از خلقت انسان، تعالی و رشد او در دنیا برای زندگی ابدی اخرت است.

پس این جهان محل گذر است و باید به چشم موقتی به آن نگریست. اگر دیدی غیر این داشتیم قطعا دچار سردرگمی خواهیم شد. فرمول خلقت انسان یک فرمول خدایی است و مهندس این مخلوق آرامش و آسایش وی را در پیمودن مسیر خاصی قرار داده و حرکت در غیر این مسیر هیچگاه به سر منزل مقصود منجر نخواهد شد.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:سه شنبه 18 فروردین1388 موضوع: فلسفه خلقت

فلسفه خلقت4

حال که به علم، حکمت و عدالت خدا ایمان داریم باید ببینیم چرا به این عرصه حیات قدم نهاده ایم؟ این سئوالی است که جواب آن در لحظه لحظه زندگی موثر خواهد بود. انسان که مخلوق و محدود است کار بی هدف را مواخذه میکند پس خالق حکیم هیچگاه کار بیهوده انجام نمی دهد و ما بدون هدف خلق نشده ایم. فرشتگان معنویت مطلقند و حیوانات شهوت مطلق و دراین میان، انسان ترکیبی از این دو. این دو، تا مرتبه ای توان صعود و نزول دارند ولی انسان می تواند از ملائکه مقرب تر گردد و یا از حیوانات پست تر. این حق انتخاب وجه تمییز میان او و دیگران است و انتخاب صحیح نیاز به فکر سالم و جهانبینی درست دارد. اگر مبانی فکری سالم داشته باشیم، با انتخاب های صحیح راه سعادت را طی خواهیم کرد و گرنه یا گمراه مطلق خواهیم بود و یا همیشه در تردید بین این دو قدم خواهیم زد. مثلا اگر خدا را عادل دانستیم دیگر در مواقع سختی و فشار، او را متهم به بی عدالتی نخواهیم کرد و اگر او را عادل ندانیم چگونه او را بستاییم؟ باز هم تاکید می کنم انتخاب جهانبینی صحیح و مبتنی بر تفکر و تعمق لازمه رهایی از شک و تردیدهای مسیر زندگی است.

نويسنده: حسین کربلایی تاريخ:دوشنبه 26 اسفند1387 موضوع: فلسفه خلقت

©All rights reserved to hamsohbati.blogfa.com | Template by: Design Team Of Iranhip