X
تبلیغات
پاسخگوی اعتقادی - دروغ مصلحتي
امام علی ع : هم نشينى (با هم نشين) خوب ، نعمتى است.

در مورد نسبي و مطلق بودن اخلاق، باید گفت که اگر منظور از "بدي" شرور، باشد كه شر، امري عدمي است و به طور يقين نسبي هم خواهند بود. در رابطه با اعمال و افعال هم، برخي از آنها در ذات؛ نه اقتضاي قبح دارند و نه اقتضاي حسن; يعني نمي توان گفت خوب يا بد است; براي مثال نمي توانيم بگوييم چاقويي كه به بدن انسان زده ميشود: مطلقاً خوب يا بد است، بلكه بستگي به هدف دارد، اگر براي كشتن باشد، زشت است و اگر براي جراحي و مداوا باشد، خوب است.

امّا برخي از اعمال، حُسن و قبح ذاتي دارند; ماننداينکه: عدل ذاتاً خوب است و ظلم ذاتاً قبيح است، لذا اصول اخلاقي، از اين قبيلند; يعني حُسن و قبح شان ذاتي است و به همين خاطر، هميشگي بوده و قابل تغيير نيستند. هم چنين نميتوان گفت: عدل، در گذشته خوب بوده، ولي حالا بد است يا برعكس، ظلم در گذشته قبيح بوده و حالا خوب است.

 

-        جايگاه دروغ در اين ميان کجاست؟

بعضي اعمال فرعي هم وجود دارند كه در شرايط مختلف و برحسب حالات مختلف، تفاوت مي يابند، که اگر نسبي هم باشند، هيچ خللي به استحكام مباني اخلاق وارد نميسازند.

دروغ، قبح ذاتي دارد و در همه حال بد است و بدي آن با شرايط مختلف از بين نميرود، اما هنگامي كه پاي مسئلة مهمتري در ميان است، دفع افسد به فاسد ميكنيم; براي مثال اگر راست بگوييم مؤمني كشته ميشود، كه فسادش از دروغ، خيلي بيشتر است، لذا با دروغ مصلحتي كه باز هم بد است، از آن بدتر، جلوگيري ميشود. هم چنين قتل در همه شرايط، ناپسند و زشت است، ولي اگر كافري كه هجوم به مسلمانان آورده، را نكشيم، مسلمانان بيگناه كشته ميشوند و اساس جامعه در خطر است; پس نبايد بر او رحم كرد كه:

ترحم بر پلنگ تيز دندان  ... جفا كاري بود بر گوسفندان

 

-        آيا هدف وسيله را توجيه مي كند يا نه ؟

توجيه شدن وسيله به خاطر هدف و يا نشدن آن قضيه‏اي كلي نيست كه بتوان حكم قاطعي براي همه موارد آن نفيا و اثباتا ارائه نمود، مي‏توان گفت از ديدگاه اسلام در اغلب موارد وسيله نيز بايد مشروع باشد چرا كه تفكيك هدف و وسيله از يكديگر دشوار است، در عالم ابتلا و امتحان انتخاب وسيله‏ها هم خود نوعي هدف به شمار مي‏روند در هرصورت نمي‏توان براي انفاق كردن دزدي كرد و يا براي اصلاح وضعيت معيشتي به هر وسيله‏اي روي آورد. دليل اين مسأله هم روشن است، زيرا روح و حقيقت شريعت به گونه اي است كه در صورت توجيه‏پذيرشدن آن به وسيله و هدف چيزي از آن باقي نخواهد ماند.

 

-        جايگاه دروغ در اين ميان کجاست؟

نبايد پنداشت اين قاعده – هدف وسيله را توجيه نمي کند- كلي و ساري و جاري در همه موارد است. قانون اهم و مهم نيز از اصولي است كه در برخي موارد به ميدان مي‏آيد. مثلاً دروغ مصلحتي در برخي موارد (مانند حفظ جان يا آبروي مؤمن) مجاز شمرده شده است، در اينجا چون مسأله مهم‏تري در كار است كه عقل و شرع بر اهم بودن آن گواهي مي‏دهند دروغ مجاز شمرده شده است. البته تشخيص اهم و مهم كاري ساده نيست بلكه نيازمند آگاهي و وقوف بر معيارها و موازين و روح شريعت است و در حقيقت مسأله‏اي اجتهادي است كه بايد منطق ويژه اجتهاد در آن منظور گردد.

 

-        نظر شرع مقدس اسلام در مورد دروغ چيست؟

شهيد دستغيب در كتاب گناهان كبيره (ج1) مي فرمايند :   "از گناهاني كه به كبيره بودنش تصريح شده دروغ گفتن است " . شيخ انصاري عليه الرحمه در مكاسب محرمه مي فرمايد: دروغ گفتن حرام است به حكم قطعي عقول بشري و جميع اديان آسماني و در شرع مقدس اسلام  حرمت آن به حكم  كتاب ، اجماع ، سنّت و عقل ثابت است و كبيره بودنش از قرآن و احاديث استفاده مي گردد.

  از حضرت امام عسگري (ع) روايت شده است كه "تمام بديها در حجره اي است قفل دار و كليد گشودن آن دروغ است."

  و فرقي در حرمت دروغ نيست بين اينكه دروغي را كه مي گويد در كتابي ديده باشد وخودش نسبت دهد يا اختراع خودش باشد.

  حضرت سجاد ( عليه السلام ) مي فرمايند " از هر نوع دروغ بپرهيزيد كوچك يا بزرگ " هزل (شوخي) يا جدّ."

 

-        نظر شرع مقدس اسلام در مورد دروغ مصلحتي چيست؟

دروغ مصلحت‌آميز، موردي است كه دروغ گفتن مصلحت داشته‌; راست گفتن داراي مفسده باشد ; براي مثال ظالمي در تعقيب مظلومي است و شما از مكان مظلوم آگاه هستيد ; اگر راست بگويي به او اذيّت و آزاري رسانند; در اين جا بايد دروغ بگويي‌.

دروغ مصلحت آميز يكي از اقسام توريه است و توريه يعني گفتن سخني كه داراي دو معني است يك معني آن راست و مطابق واقع و معني ديگرش دروغ است و گوينده معني درست آن را قصد مي كند و مخاطب معني دورغ آن را مي فهمد مثل اينكه ظالمي به دنبال شما به در خانه مي آيد شما براي فرار از او و اينكه خود را به او نشان ندهيد به كسي كه در خانه است مي گوئيد اشاره به جاي مخصوصي بكن و بگو اينجا نيست ، يعني در اين محلي كه من اشاره كرده ام و اين معني صحيح و صدق است هر چند ظالم از اين سخن مي فهمد كه شما در خانه نيستيد.

و مثل اينكه سخن ناروائي در حق كسي گفته ايد و مي خواهيد به انكار آن رفع ملال و كدورت و مفسده بنمائيد مي گوئيد احترام و شخصيت شما بيشتر از آن است كه چنين سخني در حق شما گفته شود. بنابر اين دروغي كه در آن فايده و مصلحتي براي حفظ مال ، آبرو و جان مسلماني يا  دفع ضرر و مفسده از مال، آبرو و ناموس مسلمان باشد جايز و صحيح است و در مواردي هم واجب است براي  حفظ آن مصلحت يا دفع آن ضرر قسم بخورد.

 

-        سوگند دروغ چه حکمي دارد؟

سوگند خوردن بر چهار قسم است : واجب ، مستحب ، مكروه و حرام.

سوگند دروغ نيزاگر به دروغ بستن به خدا و پيامبر و جانشينان آن حضرت منتهي شود مثل اينكه مطلبي را با سوگند دروغ به آنان نسبت دهد مبطل روزه است.

شهيد دستغيب ( ره ) در ادامه مي فرمايد : هيجدهم از گناهان كبيره اي كه در روايات به كبيره بودنش تصريح شده " اليمين الغموس "قسم دروغ است كه شخص از گذشته يا حال به دروغ خبري مي دهد و براي تأكيد يا اثبات آن به خداوند سوگند ياد مي كند مثلاً مي گويد والله روز گذشته چنين كاري را كردم در حالي كه نكرده است يا اينكه مي گويد به خدا سوگند فلان چيز مال من است در حالي كه مي داند مال او نيست و اين نوع سوگند صاحبش را در معصيت يا در آتش فرو مي برد.

مواردي که مردم به آن مبتلا هستند از قبيل سوگندهاي مكروه است ، مثلاً شخص بگويد به خدا قسم كه ديروز چنان شد يا امروز چنين مي شود يا فردا چنين خواهد شد اگر راست بگويد مكروه و اگر دروغ باشد حرام قطعي است . حضرت امام صادق (ع) مي فرمايد : به خدا سوگند نخوريد براي خبر راست و نه دروغ ، به درستي كه خداوند مي فرمايد : " خدا را در معرض سوگند هاي خود قرار ندهيد "

 

 

 

-        خلاصه

 اصول اخلاق، هميشگي و ثابتاند و اين نمونه ها هم، زشتي خود را از دست نداده اند، بلكه در مقايسه با عمل ديگري كه مهمتر است، مجبور به انجام آن ميشويم.

امام صادق‌ ع مي‌فرمايد: "از هر دروغي يك روزي بازپرسي مي‌شود، جز از سه نفر: 1. مردي كه در نبرد، كيدي كند كه گناهي بر او نيست‌; 2. مردي كه ميان دو نفر اصلاح كند با اين برخورد كند به گونه‌اي كه با فرد ديگر طور ديگر برخورد مي‌كند ]تا اصلاح ايجاد كند.[; 3. مردي كه به خانواده‌اش چيزي وعده دهد و قصد نداشته باشد آن را به انجام رساند.

در جاي ديگر مي‌فرمايد: "صلح دهنده‌، دروغ گو نيست‌، بلكه سخن او صلح است‌.

به طور کلي آن كه دروغي كه از هر جهت داراي مصلحت باشد و توريه هم امكان نداشته باشد، ايرادي ندارد، ولي اگر دروغ گفتن‌، از جهتي نفعي داشته و از جهت ديگري ضرر دارد، مانند آن كه به مصلحت خود انسان بوده‌، ولي به ضرر ديگران باشد، اين را دروغ مصلحتي نمي‌گويند، زيرا همة دروغ‌ها از همين قبيل است كه براي دروغ‌گو منفعت دارد، ولي به ضرر ديگران است‌.

 

+ نوشته شده در  88/09/02ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط حسین کربلایی  |