چرا نماز صبح، مغرب و عشاء را بلند و ظهر و عصر رو آيام می خوانیم؟

1. در اصول عقیدتی مانند توحید، ملزم به تلاش عقلی و تحقیق هستیم و تقلید جایز نیست ولی بعد از تحقیق و پذیرش اصول، در فروع و احکام باید تابع باشیم. چون درک علل احکام ممکن است خارج از فهم عقل ناقص ما باشد. اگر خدا را با تحقیق پذیرفتیم، دستوراتش را با اعتماد می پذیریم. مانند کسی که در انتخاب پزشک دقت می کند ولی بعد از انتخاب، دستوراتش را با اعتماد می پذیرد هر چند از تاثیرات داروها مطلع نباشد.
2. دلیل اصلی آهسته خواندن این دو نماز، پیروی از سنت پیامبر اکرم(ص) است، چون نمازشان بدین کیفیت بوده و خداوند نیز ایشان را به عنوان اسوه و راهنمای ما قرار داده و پیامبر فرمود: همان گونه که من نماز مى‏گزارم، نماز بخوانید از این رو ما نیز باید همانند ایشان رفتار نماییم... ادامه دارد

ادامه نوشته

فلسفه عبادت4

از جهتي مي توان تقوا را هدف آفرينش دانست؛ زيرا روح پرستش، پارسايي است. عبادت نيز به لحاظ درونمايه اش كه تقوا است، هدف خلقت معرفي شده است. كمال انسان در عبادت پرهيزگارانه خداوند است؛ به عبارت ديگر، خدا كمال محض است و به عبادت انسان ها نياز ندارد. اين انسان هايند كه براي دست يابي به تقوا (كمال) ناگزير بايد در مسير عبادت گام نهند. از جهت ديگر مي توان تقوا را هدف عبادت خواند نه هدف خلقت؛ به عبارت روشن تر، هدف پديده ها پرستش است و هدف پرستش، پارسايي. بنابراين، تقوا با واسطه هدف خلقت به شمار مي آيد.البته ممكن است تقوا را هدف عبادت و آفرينش به شمار آورد. در اين صورت، درطول يكديگر قرار مي گيرند؛ يعني پرستش، هدف آفرينش است و پارسايي، هدف پرستش.

فلسفه عبادت3

 دستورهاي خدا و احكام شرع، داراي فلسفه و دليل است، ولي لازم نيست در تمام احكام و فرمان هاي الهي، در پي يافتن دليل اقتصادي، بهداشتي، و علمي آن باشيم.

مسلمان، بايد در برابر فرمان وحي، تسليم باشد و اين روحيه ي تسليم و پذيرش، كمال آدمي است و برخي از دستورها براي آزمودن روح تسليم و بندگي است. بسيارند كساني كه از نشستن در كنار يك شخصيّت يا داشتن عكس با او، خوشحال مي شوند، هر چند نفعي برايشان نداشته باشد. خود اين نزديكي برايشان محبوب است. وقتي براي انسان ها در اين دنيا، اينگونه امور، گرانبهاست، بندگي خدا و در محضر الهي بودن مايه افتخار نيست؟ البته جهان، هدف دارد و انسان كه عضو بالغ جهان شمرده مي شود، نيز هدفمند است.

هدف انسان در نظام تشريع، تكامل عبادي او است. امّا سرّ هر عبادت حقيقت انسان كامل است.

هر كس به ميزان دستيابي اش به كمال انساني، به راز پرستش دست مي يابد.

فلسفه عبادت2

احكام و برنامه هاي عبادي اسلام، همه حكمت و فلسفه دارد:

اولاً: به دليل صدها آيه و حديث، كه مردم را به تعقّل و تفكر فرا مي خواند و هيچ مكتبي به اندازه اسلام به انديشيدن دعوت نكرده است.

ثانياً: يكي از انتقادهاي شديد قرآن بر مشركان و بت پرستان، تقليد كور كورانه و بي دليل از نياكان است.

 ثالثاً: خود قرآن، بارها در كنار بيان احكام و دستورها، به دليل آن هم اشاره كرده است.احكام اسلامي همه بر مبناي حكمت ها و فلسفه هاي حساب شده اي استوار است. چه ما به كمك عقل و علم، آن ها را بدانيم، يا هنوز به اسرار نهفته ي آن پي نبرده باشيم به هر حال، روحيه ي تعبّد ايجاب مي كند. وقتي دانستيم چيزي از «احكام اللّه» است، آنرا پذيرفته و عمل كنيم.

فلسفه عبادت1

فلسفه عبادت چیست؟

چرا باید خدا را عبادت کنیم؟

آیا او به عبادت ما محتاج است؟

....؟

اینها سئوالاتی است که اگر پاسخ صحیح آن ها را بیابیم، شبهات زیادی که در ذهن وجود دارد حل شده و به نتایج روشنی خواهیم رسید.

مشارکت شما در روشن شدن زوایای مختلف بحث موثر خواهد بود.