پاسخگوی سوالات " اعتقادی "
چرا نماز صبح، مغرب و عشاء را بلند و ظهر و عصر رو آيام می خوانیم؟
2. دلیل اصلی آهسته خواندن این دو نماز، پیروی از سنت پیامبر اکرم(ص) است، چون نمازشان بدین کیفیت بوده و خداوند نیز ایشان را به عنوان اسوه و راهنمای ما قرار داده و پیامبر فرمود: همان گونه که من نماز مىگزارم، نماز بخوانید از این رو ما نیز باید همانند ایشان رفتار نماییم... ادامه دارد

با حجابها عقبمانده و اُمّل نیستند!
تا صحبت از حجاب میشود بعضیها سریع موضعگیری کرده و میگویند: آدم حجاب داشته باشد در جامعه امل به حساب میآید يا مسخره میشود و اصلا در دنيای امروزی كه اين همه پيشرفت علمی وجود دارد، حجاب بیخود است و مانع پيشرفت شده و ديگر به درد جامعه نمیخورد. مدافعان بیحجابی معتقدند: حجاب مانع حرکت به سمت تمدن و پیشرفت است.

«آقایان» لطفا حجاب تان را رعایت فرمایید!

ولی به راستی واقعیت در این زمینه چیست؟ آیا مردان از مساله حجاب معاف هستند؟ چرا آنقدر که به حجاب زنان پرداخته میشود، به پوشش مردان توجه نمیشود؟ یعنی برای مردان اشکالی ندارد که با شلوارک و پیراهنی با یقه کاملا باز بیرون بیایند؟
آیا چت کردن با نامحرم اشکال دارد؟!
با پیشرفت تکنولوژی و گسترش ارتباطات ناهنجاریهای اجتماعی نیز افزایش یافته است. علاوه بر محدودیتهای عقیدتی، تهدید خانواده و خطر فروپاشی اخلاق اجتماعی از عواقب این موضوع مهم میباشد. در فرهنگ دينی، اسلام به ما توصيه میكند، روابط دختر و پسر در حد ضرورت باشد.

برخیها به غلط تصور میکنند که فضای مجازی متفاوت از فضای واقعی است و محدودیتهای دنیای حقیقی در فضای مجازی وجود ندارد. از نظر اسلام در حفظ حریم در ارتباط با نامحرم، فرقی بین محیط واقعی و محیط مجازی نیست و ارتباط در محیط مجازی همانند خلوت دو نامحرم است؛ بنابراین محل اشکال است.
دعا و نیایش
تعريف دعا
دعا درخواست حاجت از خداوند براي خود و يا ديگري است.

اهميت دعا
امام باقر(ع) در باره: بهترين عمل چيست؟ مي فرمايد:«چيزي نزد خدا افضل از اين نيست که از او تقاضا کنند و از آنچه نزد اوست. بخواهند، و هيچ کس مبغوض تر و منفورتر، نزد خداوند از کساني که از عبادت او، تکبر ورزند و از مواهب او، تقاضا نمي کنند، نيست.»(4)
آثار دعا و نيايش
به چند مورد از آثار دعا و مناجات اشاره مي شود:
دعای روز جمعه
![]() |
دعای روز جمعه |
![]() |
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبْلَ الْإِنْشَاءِ وَ الْإِحْيَاءِ وَ الْآخِرِ بَعْدَ فَنَاءِ الْأَشْيَاءِ الْعَلِيمِ الَّذِي لا يَنْسَىٰ مَنْ ذَكَرَهُ وَ لا يَنْقُصُ مَنْ شَكَرَهُ وَ لا يَخِيبُ مَنْ دَعَاهُ وَ لا يَقْطَعُ رَجَاءَ مَنْ رَجَاهُ اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ كَفَىٰ بِكَ شَهِيداً وَ أُشْهِدُ جَمِيعَ مَلائِكَتِكَ وَ سُكَّانَ سَمَاوَاتِكَ وَ حَمَلَةَ عَرْشِكَ وَ مَنْ بَعَثْتَ مِنْ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أَنْشَأْتَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِكَ أَنِّي أَشْهَدُ أَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ،
ستايش خداى را كه آغاز هستى است پيش از آفرينش و حياتبخشى،و پايان هستى است پس از نابودى هرچيز،دانايى كه از ياد مبرد آن را كه يادش كند و كم نگذارد از آنكه شكرش را به جاى آورد و نااميد نسازد آن را كه خواندش و قطع كند اميد آنكه به او اميد بست.بار خدايا!تو را گواه میگيرم و تو براى گواهى كافى هستى و گواه میگيرم همه فرشتگانت و ساكنان آسمانهايت و نگهبانان عرشت و رسولان و پيامبرانى كه برانگيختى،و انواع مخلوقات كه آفريدی (همه و همه را گواه میگيرم)بر اينكه باور دارم كه همانا تويى خدا،شايسته پرستشى جز تو نيست.
وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ وَ لا عَدِيلَ وَ لا خُلْفَ لِقَوْلِكَ وَ لا تَبْدِيلَ وَ أَنَّ مُحَمَّدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ أَدَّىٰ مَا حَمَّلْتَهُ إِلَى الْعِبَادِ وَ جَاهَدَ فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَقَّ الْجِهَادِ وَ أَنَّهُ بَشَّرَ بِمَا هُوَ حَقٌّ مِنَ الثَّوَابِ وَ أَنْذَرَ بِمَا هُوَ صِدْقٌ مِنَ الْعِقَابِ اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَىٰ دِينِكَ مَا أَحْيَيْتَنِي ،
يگانهاى؛شريكى نداری و بیهمتايى و تخلف و تبديلى در گفتارت نيست و اينكه محمّد-كه خدا بر او و خاندان او درود فرستد بنده و فرستاده توست.رسالتى را كه بر عهدهاش نهاده بودى به بندگانت ادا كرد و در راه خدا به حق كوشيد و به پاداشى كه حق است مژده داد و از عذابى كه راست است بيم داد،خدايا!تا زندهام مرا بر دين خود ثابت بدار
وَ لا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَتْبَاعِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَتِهِ وَ وَفِّقْنِي لِأَدَاءِ فَرْضِ الْجُمُعَاتِ وَ مَا أَوْجَبْتَ عَلَيَّ فِيهَا مِنَ الطَّاعَاتِ وَ قَسَمْتَ لِأَهْلِهَا مِنَ الْعَطَاءِ فِي يَوْمِ الْجَزَاءِ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
و دلم را پس از آنكه به نور هدايت روشن نمودى گمراه مكن و از نزد خود رحمتى بر من ببخش چرا كه،تنها تو بخشايندهاى،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و مرا از پيروان و شيعيان او قرار ده و در گروه او محشورم گردان،و بر انجام واجبات جمعهها و طاعاتى كه در ان بر من لازم نمودى توفيقم ده، و عطايى كه در رستاخيز براى اهل جمعه قرار دادهاى نصيبم گردان،چه همانا تويى قدرتمند حكيم.
دعای روز پنجشنبه
![]() |
دعای روز پنجشنبه |
![]() |
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ اللَّيْلَ مُظْلِما بِقُدْرَتِهِ وَ جَاءَ بِالنَّهَارِ مُبْصِرا بِرَحْمَتِهِ وَ كَسَانِي ضِيَاءَهُ وَ أَنَا فِي نِعْمَتِهِ اللَّهُمَّ فَكَمَا أَبْقَيْتَنِي لَهُ فَأَبْقِنِي لِأَمْثَالِهِ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لا تَفْجَعْنِي فِيهِ وَ فِي غَيْرِهِ مِنَ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ بِارْتِكَابِ الْمَحَارِمِ وَ اكْتِسَابِ الْمَآثِمِ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَهُ وَ خَيْرَ مَا فِيهِ وَ خَيْرَ مَا بَعْدَهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي شَرَّهُ وَ شَرَّ مَا فِيهِ وَ شَرَّ مَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ إِنِّي بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ عَلَيْكَ وَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَسْتَشْفِعُ لَدَيْكَ ،
سپاس خداى را كه شب تاريك را با قدرت خود برد و روز روشن را به رحمتش آورد و لباس پرفروغ آن را درحالیكه قرين نعمتش بودم بر تن من كرد،خدايا!همچنانكه مرا براى اين روز نگاه داشتى براى امثال آن نيز پابرجا بدار و بر پيامبر اسلام محمّد و خاندان او درود فرست و مرا در اين روز و شبها و روزهاى ديگر به فاجعه انجام گناهان مبتلا مساز،خير اين روز و و خير آنچه در آن است،و خير بعد از اين روز را روزیام گردان و شرّ اين روز و شرّ آنچه در آن است و شرّ بعد از آن را از من دور ساز.خدايا!من با گردن نهادن به دين اسلام به سوى تو وسيله میجويم و با حرمت نهادن به قران بر تو اعتماد میكنم،و دوستى محمّد،بنده برگزيده است كه(درود خدا بر او و خاندانش باد)نزد تو شفاعت میطلبم،
فَاعْرِفِ اللَّهُمَّ ذِمَّتِيَ الَّتِي رَجَوْتُ بِهَا قَضَاءَ حَاجَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ اقْضِ لِي فِي الْخَمِيسِ خَمْسا لا يَتَّسِعُ لَهَا إِلا كَرَمُكَ وَ لا يُطِيقُهَا إِلا نِعَمُكَ سَلامَةً أَقْوَى بِهَا عَلَى طَاعَتِكَ وَ عِبَادَةً أَسْتَحِقُّ بِهَا جَزِيلَ مَثُوبَتِكَ وَ سَعَةً فِي الْحَالِ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ وَ أَنْ تُؤْمِنَنِي فِي مَوَاقِفِ الْخَوْفِ بِأَمْنِكَ وَ تَجْعَلَنِي مِنْ طَوَارِقِ الْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ فِي حِصْنِكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ تَوَسُّلِي بِهِ شَافِعا يَوْمَ الْقِيَامَةِ نَافِعا إِنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
پس بار خدايا پيمانى كه روا شدن حاجتم را به آن اميد بستهام به حساب اور،اى مهربانترين مهربانان!بار خدايا در روز پنجشنبه پنج حاجت مرا برطرف نما،كه آنها را جز كرم تو گنجايش و جز نعمتهاى تو طاقت ندارد:سلامتى كه با آن براى انجام طاعتت نيرو گيرم و عبادتى كه با آن سزاوار پاداش فراوان تو گردم،و گشايشى در حال،من با روزى حلال و اينكه به من با امن خويش در هنگامههاى ترس امنيت دهى،و از هر غم و اندوه كوبنده در دژ استوار خويش پناهم دهى،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و چارهجويیام را بوسيله او شفيع سودمندى برايم در روز قيامت قرار ده،به يقين تو مهربانترين مهربانانى.
دعای روز چهارشنبه
![]() |
دعای روز چهارشنبه |
![]() |
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ لِبَاسا وَ النَّوْمَ سُبَاتا وَ جَعَلَ النَّهَارَ نُشُورا لَكَ الْحَمْدُ أَنْ بَعَثْتَنِي مِنْ مَرْقَدِي وَ لَوْ شِئْتَ جَعَلْتَهُ سَرْمَدا حَمْدا دَائِما لا يَنْقَطِعُ أَبَدا وَ لا يُحْصِي لَهُ الْخَلائِقُ عَدَدا اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ أَنْ خَلَقْتَ فَسَوَّيْتَ وَ قَدَّرْتَ وَ قَضَيْتَ وَ أَمَتَّ وَ أَحْيَيْتَ وَ أَمْرَضْتَ وَ شَفَيْتَ وَ عَافَيْتَ وَ أَبْلَيْتَ وَ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَيْتَ وَ عَلَى الْمُلْكِ احْتَوَيْتَ أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ ضَعُفَتْ وَسِيلَتُهُ وَ انْقَطَعَتْ حِيلَتُهُ وَ اقْتَرَبَ أَجَلُهُ ،
ستايش خداى را كه شب را جامه و خواب را مايه آرامش و روز را زمينه تكاپو قرار داده،ستايش تنها تو را سزاست كه مرا از خوابگاهم برانگيختى و اگر میخواستى خوابم را جاودان میساختى،ستايش دائم كه هرگز پايان نيابد،و سپاس بيكران كه آفريدگان از شمارش آن ناتوانند،خدايا!ستايش تنها شايسته توست كه آفريدى و سامان دادى و اندازه مقرر نمودى و فرمان دادی و ميراندى و زنده كردى و بيمار نمودى و درمان كردى و بهبودى عنايت فرمودى و فرسوده ساختى و بر عرش هستى استيلا يافتی و بر فرمانروايى جهان چيره گشتى،تو را می خوانم همچون كسی كه وسيلهاش ناكارا گشته و رشته چارهاش گسسته و اجلش نزديك شده
وَ تَدَانَى فِي الدُّنْيَا أَمَلُهُ وَ اشْتَدَّتْ إِلَى رَحْمَتِكَ فَاقَتُهُ وَ عَظُمَتْ لِتَفْرِيطِهِ حَسْرَتُهُ وَ كَثُرَتْ زَلَّتُهُ وَ عَثْرَتُهُ وَ خَلُصَتْ لِوَجْهِكَ تَوْبَتُهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ لا تَحْرِمْنِي صُحْبَتَهُ إِنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ اقْضِ لِي فِي الْأَرْبَعَاءِ أَرْبَعا اجْعَلْ قُوَّتِي فِي طَاعَتِكَ وَ نَشَاطِي فِي عِبَادَتِكَ وَ رَغْبَتِي فِي ثَوَابِكَ وَ زُهْدِي فِيمَا يُوجِبُ لِي أَلِيمَ عِقَابِكَ إِنَّكَ لَطِيفٌ لِمَا تَشَاءُ
و آرزويش در دنيا كاستى يافته و سخت بر رحمت تو نيازمند گشته و حيرتش بر اثر كوتاهى فزونى يافته و لغزش و افتادنش بسيار گشته و بازگشتش به سوى تو خالص شده است،پس بر محمّد خاتم پيامبران و بر خاندان پاكيزه و پاك نهاد او درود فرست،و شفاعت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش باد)را روزیام فرما و از همنشينى با او محرومم مساز،همانا تويى مهربانترين مهربانان،خدايا!در چهارشنبه چهار حاجت مرا روا ساز،نيرويم را در طاعت خود و نشاطم را در بندگى خويش،و رغبتم را در پاداشت و بی رغبتیام را در آنچه كه موجب عذاب دردناك توست قرار ده،همانا آنچه را بخواهى لطف میفرمايى.
دعای روز سه شنبه
![]() |
دعای روز سه شنبه |
![]() |
الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الْحَمْدُ حَقُّهُ كَمَا يَسْتَحِقُّهُ حَمْدا كَثِيرا وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلا مَا رَحِمَ رَبِّي وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ الشَّيْطَانِ الَّذِي يَزِيدُنِي ذَنْبا إِلَى ذَنْبِي وَ أَحْتَرِزُ بِهِ مِنْ كُلِّ جَبَّارٍ فَاجِرٍ وَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ وَ عَدُوٍّ قَاهِرٍ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ جُنْدِكَ فَإِنَّ جُنْدَكَ هُمُ الْغَالِبُونَ وَ اجْعَلْنِي مِنْ حِزْبِكَ فَإِنَّ حِزْبَكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ،
ستايش خداراست و سپاس برازنده او آنچنانكه شايسته حضرت اوست،ستايشى بسيار و به او پناه میبرم از شر نفسم چه نفس همانا به زشتى بسيار فرمان مى دهد جز آنكه پروردگارم رحم كند،و به خدا پناه میبرم از گزند شيطانى كه گناه بر گناهم می افزايد،و به قدرت او از هر گردنكش نابكار و پادشاه ستمكار و دشمن قهّار،دورى میجويم،خدايا مرا از سپاهيانت قرار ده،چرا كه همانا تنها سپاه تو پيروز است،و مرا از حزب خود قرار ده كه تنها حزب تو رستگار است
وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَوْلِيَائِكَ فَإِنَّ أَوْلِيَاءَكَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِي دِينِي فَإِنَّهُ عِصْمَةُ أَمْرِي وَ أَصْلِحْ لِي آخِرَتِي فَإِنَّهَا دَارُ مَقَرِّي وَ إِلَيْهَا مِنْ مُجَاوَرَةِ اللِّئَامِ مَفَرِّي وَ اجْعَلِ الْحَيَاةَ زِيَادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ وَ الْوَفَاةَ رَاحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ ،
و هم از دوستانت قرارم ده كه بر دوستانت ترسى نيست و اندوهگين نمیشوند،خدايا دينم را برايم سامان ده كه آن وسيله در امان بودن و دورى من از گناه است و آخرتم را آباد ساز كه آنجا خانه پايدار من و گريزگاهم از همسايگى دونصفتان است و زندگى را برايم زمينه افزونى در هر خير و مرگم را برايم آرامش از هر گزندى قرار ده،بار خدايا بر محمّد خاتم پيامبران
وَ تَمَامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ وَ هَبْ لِي فِي الثُّلَثَاءِ ثَلاثا لا تَدَعْ لِي ذَنْبا إِلا غَفَرْتَهُ وَ لا غَمّا إِلا أَذْهَبْتَهُ وَ لا عَدُوّا إِلا دَفَعْتَهُ بِبِسْمِ اللَّهِ خَيْرِ الْأَسْمَاءِ بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَسْتَدْفِعُ كُلَّ مَكْرُوهٍ أَوَّلُهُ سَخَطُهُ وَ أَسْتَجْلِبُ كُلَّ مَحْبُوبٍ أَوَّلُهُ رِضَاهُ فَاخْتِمْ لِي مِنْكَ بِالْغُفْرَانِ يَا وَلِيَّ الْإِحْسَانِ
و كامل كننده شمار رسولان و بر خاندان پاك و پاكيزه او و بر ياران برگزيدهاش درود فرست و در روز سه شنبه سه حاجتم را روا كن:گناهى برايم مگذار جز آنكه بيامرزى و نه اندوهى جز آنكه را برطرف سازى و نه دشمنى جز آنكه دور گردانى،به نام خدا كه بهترين نامهاست،به نام خدا پروردگار زمين و آسمان،دورى هر ناخوشايندى را كه ابتدايش خشم خداست،و نيل به هر محبوبى را كه آغازش رضاى اوست خواستارم،پس از سوى خود سرانجام را به آمرزش پايان ده اى سرچشمه نيكى.
دعای روز دوشنبه
![]() |
دعای روز دوشنبه |
![]() |
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُشْهِدْ أَحَدا حِينَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا اتَّخَذَ مُعِينا حِينَ بَرَأَ النَّسَمَاتِ لَمْ يُشَارَكْ فِي الْإِلَهِيَّةِ وَ لَمْ يُظَاهَرْ فِي الْوَحْدَانِيَّةِ كَلَّتِ الْأَلْسُنُ عَنْ غَايَةِ صِفَتِهِ وَ الْعُقُولُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ وَ تَوَاضَعَتِ الْجَبَابِرَةُ لِهَيْبَتِهِ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِخَشْيَتِهِ وَ انْقَادَ كُلُّ عَظِيمٍ لِعَظَمَتِهِ فَلَكَ الْحَمْدُ مُتَوَاتِرا مُتَّسِقا وَ مُتَوَالِيا مُسْتَوْسِقا [مُسْتَوْثِقا] وَ صَلَوَاتُهُ عَلَى رَسُولِهِ أَبَدا وَ سَلامُهُ دَائِما سَرْمَدا اللَّهُمَّ اجْعَلْ أَوَّلَ يَوْمِي هَذَا صَلاحا وَ أَوْسَطَهُ فَلاحا وَ آخِرَهُ نَجَاحا،
ستايش خداى را كه هنگام آفرينش آسمانها و زمين احدى را گواه نساخت و به گاه ايجاد جانداران ياورى نگرفت،در پرستش انبازى ندارد،و در يكتايی اش پشتيبانى نخواهد،زبانها از بيان حقيقت وصفش درمانده و خردها از ژرفاى معرفتش وامانده و گردنكشان در برابر عظمتش فروتن و چهرهها از بيم او متواضع گشته و هر بزرگى در برابر بزرگيش تسليم گشته است.ستايش پياپى و پيوسته و دنباله دار و پايدار تنها توراست،و رحمت هميشگى و درود جاودان و بی پايان او بر رسولش باد.بار خدايا!ابتدای امروزم را خير و صلاح،و ميانه امروز را رستگارى و پايانش را كاميابى قرار ده
وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ يَوْمٍ أَوَّلُهُ فَزَعٌ وَ أَوْسَطُهُ جَزَعٌ وَ آخِرُهُ وَجَعٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ وَ كُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ وَ كُلِّ عَهْدٍ عَاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ أَفِ بِهِ وَ أَسْأَلُكَ فِي مَظَالِمِ عِبَادِكَ عِنْدِي فَأَيُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِكَ أَوْ أَمَةٍ مِنْ إِمَائِكَ كَانَتْ لَهُ قِبَلِي مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُهَا إِيَّاهُ فِي نَفْسِهِ أَوْ فِي عِرْضِهِ أَوْ فِي مَالِهِ أَوْ فِي أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ أَوْ غِيبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِهَا أَوْ تَحَامُلٌ عَلَيْهِ بِمَيْلٍ أَوْ هَوًى أَوْ أَنَفَةٍ أَوْ حَمِيَّةٍ أَوْ رِيَاءٍ أَوْ عَصَبِيَّةٍ غَائِبا كَانَ أَوْ شَاهِدا وَ حَيّا كَانَ أَوْ مَيِّتا فَقَصُرَتْ يَدِي وَ ضَاقَ وُسْعِي عَنْ رَدِّهَا إِلَيْهِ وَ التَّحَلُّلِ مِنْهُ،
و به تو پناه میآورم از روزی كه آغازش شيون و ميانش بیتابى،و پايانش دردمندى است،خدايا!از تو آمرزش میطلبم براى هر نذرى كه كردم و هر وعدهاى كه دادم و هر پيمانى كه بستم سپس به آن وفا نكردم و اداى حقوق بندگانت را كه بر عهده دارم از تو درخواست میكنم،پس هر بندهاى از بندگانت و هر كنيزى از كنيزانت كه او را نزد من حقىّ پايمال شده باشد كه در آن به جان يا آبرو يا مال،يا خانوادهاش يا فرزندش ستم روا داشتهام يا غيبتى از او كردهام يا بر اثر ميل خود يا خواهش دل يا تكبّر يا غضب يا خودنمايى يا تعصّب بر او يارى نهادهام،اين بنده يا كنيزت غايب باشد يا حاضر،زنده باشد يا مرده،و دستم كوتاه شده و وسعم نمیرسد از پرداخت آن حق يا طلب حلاليت از او،
فَأَسْأَلُكَ يَا مَنْ يَمْلِكُ الْحَاجَاتِ وَ هِيَ مُسْتَجِيبَةٌ لِمَشِيَّتِهِ وَ مُسْرِعَةٌ إِلَى إِرَادَتِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُرْضِيَهُ عَنِّي بِمَا [بِمَ] شِئْتَ وَ تَهَبَ لِي مِنْ عِنْدِكَ رَحْمَةً إِنَّهُ لا تَنْقُصُكَ الْمَغْفِرَةُ وَ لا تَضُرُّكَ الْمَوْهِبَةُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ أَوْلِنِي فِي كُلِّ يَوْمِ إِثْنَيْنِ نِعْمَتَيْنِ مِنْكَ ثِنْتَيْنِ سَعَادَةً فِي أَوَّلِهِ بِطَاعَتِكَ وَ نِعْمَةً فِي آخِرِهِ بِمَغْفِرَتِكَ يَا مَنْ هُوَ الْإِلَهُ وَ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِوَاهُ
از تو میخواهم اى كسى كه رفع نيازها در اختيار اوست،و آن حاجات در مقابل مشيّت او اجابت پذير و به جانب ارادهاش شتابانند كه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى و آن بنده را كه بر او ستمى كردم هرگونه كه خواهى از من راضى گردانى و از جانب خود مرا رحمت عطا نمايى،چه آمرزيدن از تو نكاهد و بخشيدن به تو زيان نرساند،اى مهربانترين مهربانان خدايا!در هر دوشنبه از سوى خويش دو نعمت بر من عطا كن،خوشبختى بندگیات را در آغازش،و نعمت آمرزشت را در پايانش،اى آنكه تنها او شايسته پرستش است و جز او كسى گناهان را نيامرزد.
دعای روز یکشنبه
![]() |
دعای روز یکشنبه |
![]() |
بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لا أَرْجُو إِلا فَضْلَهُ وَ لا أَخْشَى إِلا عَدْلَهُ وَ لا أَعْتَمِدُ إِلا قَوْلَهُ وَ لا أُمْسِكُ إِلا بِحَبْلِهِ بِكَ أَسْتَجِيرُ يَا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضْوَانِ مِنَ الظُّلْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مِنْ غِيَرِ الزَّمَانِ وَ تَوَاتُرِ الْأَحْزَانِ وَ طَوَارِقِ الْحَدَثَانِ وَ مِنِ انْقِضَاءِ الْمُدَّةِ قَبْلَ التَّأَهُّبِ وَ الْعُدَّةِ وَ إِيَّاكَ أَسْتَرْشِدُ لِمَا فِيهِ الصَّلاحُ وَ الْإِصْلاحُ وَ بِكَ أَسْتَعِينُ فِيمَا يَقْتَرِنُ بِهِ النَّجَاحُ وَ الْإِنْجَاحُ وَ إِيَّاكَ أَرْغَبُ فِي لِبَاسِ الْعَافِيَةِ وَ تَمَامِهَا وَ شُمُولِ السَّلامَةِ وَ دَوَامِهَا وَ أَعُوذُ بِكَ يَا رَبِّ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَ أَحْتَرِزُ بِسُلْطَانِكَ مِنْ جَوْرِ السَّلاطِينِ،
به نام خدايى كه جز به فضل و بخشش او اميد نبستم،و جز از عدالت او نهراسم،و جز به سخن او اعتماد نمیكنم،و جز به ريسمانش چنگ نزنم،تنها به تو پناه میآورم اى خداى بخشايشگر مهربان از ستم و دشمنى،و مصائب روزگار و اندوههاى پياپى و پيشآمدهاى ناگوار دوران و از گذشت عمر پيش از مهيّا شدن و توشه برداشتن و تنها از تو راهنمائى میجويم به سوى آنچه خير و صلاح من در آن است و فقط از تو يارى میخواهم در آنچه پيروزى و رستگارى با آن همراه است،و در پوشيدن لباس عافيت و كمال آن و فراگيرى سلامتى و دوام آن تنها به تو دل میبندم و به تو پناه میآورم اى پروردگار من از وسوسههاى شياطين و به يارى سلطنت تو دورى میجويم از ستم پادشاهان،
فَتَقَبَّلْ مَا كَانَ مِنْ صَلاتِي وَ صَوْمِي وَ اجْعَلْ غَدِي وَ مَا بَعْدَهُ أَفْضَلَ مِنْ سَاعَتِي وَ يَوْمِي وَ أَعِزَّنِي فِي عَشِيرَتِي وَ قَوْمِي وَ احْفَظْنِي فِي يَقَظَتِي وَ نَوْمِي فَأَنْتَ اللَّهُ خَيْرٌ حَافِظا وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ فِي يَوْمِي هَذَا وَ مَا بَعْدَهُ مِنَ الْآحَادِ مِنَ الشِّرْكِ وَ الْإِلْحَادِ وَ أُخْلِصُ لَكَ دُعَائِي تَعَرُّضا لِلْإِجَابَةِ وَ أُقِيمُ عَلَى طَاعَتِكَ رَجَاءً لِلْإِثَابَةِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَيْرِ خَلْقِكَ الدَّاعِي إِلَى حَقِّكَ وَ أَعِزَّنِي بِعِزِّكَ الَّذِي لا يُضَامُ وَ احْفَظْنِي بِعَيْنِكَ الَّتِي لا تَنَامُ وَ اخْتِمْ بِالانْقِطَاعِ إِلَيْكَ أَمْرِي وَ بِالْمَغْفِرَةِ عُمْرِي إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.
پس آنچه از نماز و روزهام صورت گرفته پذيرا باش و فردا و روزهاى پس از آن مرا بهتر از اين ساعت و امروزم قرار ده و مرا در بين خويشاوندان و بستگانم عزيز گردان،و در بيدارى و خواب نگهدارم باش،چرا كه تويى خدا و بهترين نگهدار و تويى مهربانترين مهربانان.خدايا من در امروزم و يكشنبههاى ديگر از شرك و بیدينى،به سوى تو بيزارى میجويم و دعايم را تنها براى تو خالص میكنم تا در معرض اجابت قرار گيرد،و به اميد پاداش تو بر طاعتت پايدارى میكنم،پس درود فرست بر بهترين آفريدهات محمّد آنكه دعوتكننده مردم به حقانيّت تو بود و مرا عزيز گردان با عزّت ذلّت ناپذير خود و به ديده بیخواب خودت حفظ كن، و كارم را با گسستن از همه خلق و پيوستن به تو و عمرم را با آمرزش خويش پايان بخش،همانا تويى بسيار آمرزنده و مهربان.
دعای روز شنبه
![]() |
دعای روز شنبه |
![]() |
بِسْمِ اللَّهِ كَلِمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ وَ مَقَالَةِ الْمُتَحَرِّزِينَ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ تَعَالَى مِنْ جَوْرِ الْجَائِرِينَ وَ كَيْدِ الْحَاسِدِينَ وَ بَغْيِ الظَّالِمِينَ وَ أَحْمَدُهُ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِينَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْوَاحِدُ بِلا شَرِيكٍ وَ الْمَلِكُ بِلا تَمْلِيكٍ لا تُضَادُّ فِي حُكْمِكَ وَ لا تُنَازَعُ فِي مُلْكِكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي مِنْ شُكْرِ نُعْمَاكَ مَا تَبْلُغُ بِي غَايَةَ رِضَاكَ
به نام خدا كه كلمه پناه جويان و گفتار پرهيزگاران است و پناه مى برم به خداى بلندمرتبه از ستم ستمگران و نيرنگ حسودان و سركشى ظالمان و او را می ستايم ستايشى برتر از ستايش ستايشگران،خدايا!تويى يگانه بی انباز،و پادشاه على الاطلاق،در فرمانروايی ات مخالفت نشوى،و در پادشاهی ات هماوردى ندارى، از تو میخواهم كه بر بنده و فرستاده ات محمد درود فرستى،و سپاس نعمتهايت را چنان قسمت من كن كه مرا به كمال خشنودی ات نايل گرداند
وَ أَنْ تُعِينَنِي عَلَى طَاعَتِكَ وَ لُزُومِ عِبَادَتِكَ وَ اسْتِحْقَاقِ مَثُوبَتِكَ بِلُطْفِ عِنَايَتِكَ وَ تَرْحَمَنِي بِصَدِّي [وَ صُدَّنِي] عَنْ مَعَاصِيكَ مَا أَحْيَيْتَنِي وَ تُوَفِّقَنِي لِمَا يَنْفَعُنِي مَا أَبْقَيْتَنِي وَ أَنْ تَشْرَحَ بِكِتَابِكَ صَدْرِي وَ تَحُطَّ بِتِلاوَتِهِ وِزْرِي وَ تَمْنَحَنِي السَّلامَةَ فِي دِينِي وَ نَفْسِي وَ لا تُوحِشَ بِي أَهْلَ أُنْسِي وَ تُتِمَّ إِحْسَانَكَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمْرِي كَمَا أَحْسَنْتَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
و به بركت عنايت خويش بر طاعت و مداومت عبادت خود و شايستگى پاداشت يارى نمايى و تا زنده ام به بازداشتن از گناهانت بر من مهر ورزی و تا پايان عمر بر انجام آنچه بهره ام رساند توفيقم دهى،و به كتاب خود(قرآن)براى پذيرش حق،سينه ام را فراخ گردانى و بار گناهانم را با تلاوتش از نامه اعمالم فرو ريزى و در دين و جانم به من سلامت بخشى و كسانیكه به آنها انس گرفتهام از من وحشتزده نكنى و در باقيمانده عمر احسانت را بر من تمام نمايى چنانكه در گذشته عمرم بر من احسان نمودى.اى مهربانترين مهربانان.
مستبصرین : سیّد ادریس حسینی
ایشان که از اهالی کشور مغرب است در کتابی با عنوان بدون شک حسین مرا شیعه کرد مینویسد:
روزی یکی از اطرافیانم از من سؤال کرد، چرا شیعه شدی؟!
گفتم: چیزی که باعث شیعه شدنم شد، جدّم حسین و حوادث ناگوار روز عاشورا بود.

گفت: چطور؟!
گفتم: هر وقت به یاد وقایع و حوادث دردناک آن روز میافتم، نمیتوانم آن صحنههای فجیع را نتیجهی اندیشهی سالم و هدایت یافته ندانم و خونهای پاکی که در آن روز، در کربلا بر روی ریگهای بیابان ریخت را همچون آبهای دیگر بدانم.
آن خونها، خون بهترین و شریفترین انسانها از اهلبیت پیامبر بود، که پیامبر آی عزیزان را بارها و بارها سفارش کرده بود، و چنین کسانی نمیتوانند بر راه باطل باشند.
استاد کتابهای لقد شیعنی الحسین، الخلافه المغتصبه و هکذا عرفت الشیعه را نوشته است.آیا توسل شرک است؟

شفاعت شرک است؟
توسل در اسناد اهل سنت

مستندات جسارت عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها
.jpg)
جسارت عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله علیها از قطعیات تاریخ است .
روایاتى كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صدیقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مى شود تقسیم كرد .
1. تهدید به سوزاندن خانه:
ذكرالطبرى: باسناده عن زیاد بن كلیب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال: واللّه لأحرقنّ علیكم أو لتخرجنّ إلى البیعة»، فخرج علیه الزبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من بده فوثبوا علیه فأخذوه.
تاریخ الطبرى: 2/443.
وابن أبی الحدید: عن
شرح نهج البلاغه: 1/164 (2/45).
2. آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى خلیفه دوم بر اعتراض مردم:
وابن قتیبة: قال: ... وقال عمر: والذى نفس عمر بیده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فیها! فقیل له: یا أباحفص إنّ فیها فاطمة!! فقال: وإن.
الامامة والسیاسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا كحالة: 4/114.
نقد وهابیون درباره حرمت توسل
- توسل چیست؟
توسل در لغت یعنی انجام دادن عملی که به سبب آن به خدا نزدیک شویم و اما در اصطلاح توسل آن است که بنده چیز یا شخصی را نزد خداوند واسطه قرار دهد تا او وسیله تقرب آن شخص به خدا گردد.
- آیا هر توسلی حرام است؟
توسل به اولیای الهی به دو صورت انجام می گیرد:
۱.توسل به ذات آنها :مثلا انسان بگوید:خدایا من به پیامبرت محمد(ص) توسل می جویم که حاجت مرا روا کنی.
۲.توسل به مقام و مرتبه بلند آنان نزد خداوند: مثلا بگوید خدایا من مقام و حرمت محمد(ص) و حق او را نزد تو وسیله قرار می دهم که نیاز مرا برآورده سازی.
وهابی ها در دو صورت توسل را حرام و بدعت می دانند بر خلاف روایات اسلامی و سیره مسلمانان که توسل به انبیا و اولیا را به هر دو نوعش اجازه می دهند.
وقتی شیعه به پیامبر (ص) توسل می کند یا یکی از ائمه(ع) را زیارت می کند هرگز این تصور به ذهنش نمی آید که انها خدا و پروردگار او هستند بلکه در نظر او انها واسطه های فیض و حلقه های وصل و رابط بین خدا و بندگان او هستند.
- دیدگاه روایات و سیره مسلمانان:
* سیوطی در الدر المنثور از عمر بن خطاب نقل کرده است که پیامبر (ص) فرمود: وقتی آدم آن گناه را مرتکب شد سر بر آسمان بلند کرد و گفت: خدایا به حق محمد از تو می خواهم که مرا بیامرزی....(مسند احمدج ۴ ص ۱۳۸)
* در اسد الغابه می خوانیم:در آن سال که قحطی به اوج خود رسید عمر به وسیله عباس بن عبدالمطلب طلب باران کرد و خداوند به وسیله او آنان را سیراب نمود و زمین ها را خرم ساخت. عمر رو به مردم کرد و گفت:عباس وسیله ماست به سوی خدا و مقامی بلند نزد او دارد.(اسد الغابه ج ۱۳ ص ۱۱۱)
فتوای گروه فتوای وهابیون درباره توسل
وهابی هاتوسل به اولیای الهی و وسیله قرار دادن آنها نزد خداوند متعال را جایز نمی دانند و سیره عموم مسلمانان را در این باره انکار می کنند. گروه فتوای وهابیون در جواب سوالی از توسل پاسخ دادند:
«توسل به پیامبر (ص) و غیر او از انبیا و صالحان جایز نیست.همچنین توسل به مقام آن حضرت(ص) و غیر او حرام است زیرا این عمل بدعت است و از پیامبر (ص) و از صحابه درباره آن حکمی نرسیده است.»
(البدع و المحدثات وما لا اصل لهص ۲۶۵-۲۶۶)
آیا عایشه برخی حقائق را کتمان کرده است ؟
با مراجعه به کتب روایی و تاریخی روشن می شود که متاسفانه عایشه بنا به دلایلی در بسیاری از مواضع حقائق و واقعیات را کتمان می کرده است به عنوان مثال :
نقل شده که وقتی عایشه متوجه می شد که پیامبر خدا ص در حال اقدام برای ازدواج با زنی است با دروغ و خیانت مانع از آن می شد .
پس از اینکه عایشه از نزد آن خانواده بازگشت پیامبر اکرم ص به او فرمود : او را چگونه دیدی ؟
عایشه پاسخ داد : چیز قابل ذکری ندیدم
در این هنگام رسول خدا ص به او فرمود : تو چیز قابل ذکری ندیدی ؟ تو خالی روی گونه آن زن دیدی که تک تک موهای تو بر بدنت راست شد
عایشه گفت : ای رسول خدا هیچ رازی از شما پنهان نیست 1
چند سوال :
آیا جلوگیری از عملی که رسول الله ص آن را مصلحت دیده توجیه پذیر است ؟
آیا دروغ گفتن ، خیانت کردن و ممانعت از انجام آن کار ، جسارت به ساحت مقدس رسول خدا نبود ؟
اگر عایشه نقشه های خود را با دروغ و تهمت و غیبت و کتمان حقایق پیش می برده دیگر چه تضمینی برای صحت بقیه اخبار او وجود دارد ؟
آیا مرتکب دروغ ، مرتکب گناه کبیره نشده و آیا مرتکب کبیره از عدالت ساقط نمی شود ؟
1- الطبقات الکبری 8 /127 و کنز العمال 12/188 کتاب فضایل باب فضایل رسول الله ص
همخوانی نداشتن گفتار و کردار وهّابیّت
وهّابیّت فرقهای هستند که؛ هر آنچه خود انجام میدهند(چه خوب و یا بد) را خوب میدانند و حال اگر این کار را دیگران انجام دهند، این کار مردود و برابر با کفر و شرک است.
از جمله اشکالاتی که وهّابیّون به ما شیعیان میکنند این است که، آنها به ما میگویند:
شما قبریون هستید.( یعنی؛ مثلاً چرا برای کسی که از دنیا رفته مرقد یا ضریح میسازید و به اصطلاح خودشان قبر پرستی میکنید.)
مفتیان وهّابی از جمله فتواهایی که بدون هیچ گونه سند، و از خود صادر کردهاند این است که:
خراب کردن بناها و مرقدهای بر روی قبور، بر هر مسلمانی واجب است و اگر کسی این کار را انجام ندهد، کافر است.
صدور این گونه فتواها باعث تخریت و یا منهدم شدن بسیاری از قبور امامان و امام زادگان در کشورهای مختلف شده است، تخریب حرم امامین عسگریین(ع) از جمله نمونههای بارز این گونه تخریبهاست.
سؤال من از وهابیّت این است که: آیا این فتواهای جاهلانه و مغرضانه، فقط برای شیعیان است و باید در حق ما اعمال شود؟!
چرا و چگونه شما برای امام خود(بخاری) گنبد و مرقد میسازید و دور آن طواف میکنید، ولی شیعه نمیتواند؟!
اینها عکسهایی از مرقد بخاری است.


فضای سبز موجود در صحن


این قبر بخاری است


این عکس قبهی بالا سر قبر بخاری است

امروزه مفتیان وهّابی که غرق در پولهای نفتاند، و مدام که دم از ساخت ضریح و مرقد میزنند که مساوی شرک و کفر است. کجایند که ببیند که چگونه علاوه بر ساخت مرقدی برای امامشان، بر بالای سرش نیز قبهای زیبا ساختهاند.
نکند بخاری شیعه است!!!
آیا شیعه بدلیل بغض برخی صحابه؛کافر می شود؟
وهابیت به علت بغض شیعیان به برخی از صحابه؛ حكم به كفر و ارتداد آنان می دهند.
اما آیا این دلیل صحیحی برای حکم به ارتداد شیعه است؟!
در جای دیگر فرمود «لا یبغض علیاً مؤمن و لا یحبّه منافق([2])» مبغوض نمی دارد علی را هیچ مؤمنی و دوست نمی دارد او را هیچ منافقی.
از سویی قرآن خبر از ارتداد بعضی از صحابه می دهد «افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابكم([3])» اگر پیغمبر بمرگ طبیعی یا قتل از دنیا رفت شما به عقب بر می گردید و اسلام را رها كرده به دوران جاهلیت و كفر باز می گردید([4]).
همچنین دلیل آنهای كه می گویند همه اصحاب خوبند آیه ی ذكر شده در ذیل است «لقد رضی الله عن المؤمنین از یبا یعونك تحت الشجرة([5])» خداوند از مؤمنان هنگامی كه در زیر آن درخت با تو بیعت كردند، راضی و خشنودند خدا آنچه را در درون دلهایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود می دانست،
این آیه اولا همان عمل بیعت را امضاء می كند نه اعمال بعدی آنها را چناكه حضرت فرمود: «انتم الیوم خیر اهل الارض([6])» شما امروز (و نسبت به این عمل) بهترین اهل زمین می باشید.ثانیاً: همه صحابه در آنجا جمع نبودند و تعداد افراد 1525 و یا 1400 و یا 1300 نفر بوده اند([7]). پس این آیه نمی تواند دلیل پاكی همه صحابه، و نسبت به افراد موجود، دلیل پاكی آنها نسبت به اعمال آینده آنها باشد.________________________________________
[1]- علی المتقی، الهندی، كنزل العمال فی سنن الاقوال، (مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم، 1405 هـ )، ج11، ص625، روایت..33045
[2]- همان مدرك، ص622، روایت 33027.
[3]- آل عمران/144.
[4]- زمخشری می گوید: و روی انه لماصرخ الصارخ قال بعض المسلمین لیت عبدالله بن ابی یأخذ لنا اماناً من ابی سفیان و قال ناسٌ من المنافقین لو كان نبیاً لما قتل ارجعوا الی اخوانكم و الی دینكم (نقل شده هنگامی كه ندای كشته شدن پیامبر (ص) بلند شد بعضی از مسلمانها و صحابه گفت: ای كاش عبدالله بن اُبی برای ما امان نامه می گرفت عده ای دیگر منافقانه گفتند به دین برادران خود برگردید. (زمخشری، الكشاف، دار الكتاب العربی، چاپ سوم، 1407 هـ ـ 1987 م) ج1، ص423ـ422.
[5]- فتح/18.
[6]- زمخشری، الكشاف، (پیشین) ج4، ص340.
[7]- همان مدرك، ص340
تضاد وهابیت با شافعی در بحث شفاعت
تضادی که بین وهابیت و عقائد امام شافعی وعلمای شافعی است، به مراتب بیشتر و عمیقتر است تا تضادی که میان دیگر مذاهب است. یکی از این تضادها مسئله شفاعت است.
ابنتیمیه در کتاب زیارة القبور صراحتاً میگوید: اگر کسی برای توسل، کنار قبر پیامبری یا صالحی برود، اول باید او را توبه داد و اگر توبه نکرد، باید کشته شود.[1]

محمد بن عبد الوهاب مقداری تندتر از ابنتیمیه میگوید: کسانی که از ملائکه و انبیاء و اولیاء شفاعت طلب میکنند و میخواهند بدین وسیله به خداوند تقرب پیدا کنند، جان و مالشان هدر است و اموالشان باید مصادره شود. [2]
همچنین میگوید: هر کس بین خودش و خدایش، واسطه قرار بدهد، کافر و مرتد است و مال و جانش حلال است.[3]
عبارت محمد بن عبد الوهاب را در کنار اشعار امام شافعی ببنید که میگوید:آل النبی ذریعتی و هم إلیه وسیلتی
أرجو بأن أعطى غدا بید الیمین صحیفتی[4]
آل پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، وسیله اتصال من و تقرب من به خدا هستند.امیدوارم به برکت آل پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فردای قیامت، پرونده مرا به دست من بدهد.از دیدگاه محمد بن عبد الوهاب، اول کسی که محکوم به کفر و ارتداد است، امام شافعی است.اما دیگر بزرگان شافعی نیز این نظر دارند:
محی الدین نووی - از بزرگان شافعی و متوفای 676 – می گوید: زائر باید در برابر قبر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بایستد و به خدای عالم متوسل شود، سپس میگوید این خطاب را به نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کند:و قد جئتك مستغفرا من ذنبی مستشفعا بك إلى ربی.آمدهام نزد تو تا استغفار کنم از گناهانم و تو را شفیع خودم در نزد خدای عالم قرار بدهم
اولين شخصي كه در نماز ظهر روز عاشورا جلوي امام حسين(عليه السلام) ايستاد و به شهادت رسيد، چه نام داشت

"پيش روي من بايستيد تا نماز ظهر را به جا آورم. ايشان برحسب فرمان امام(ع)، پيش روي امام ايستادند و خود را هدف تير گردانيدند، پس امام(ع) با نيمي ازاصحاب خود، نماز می خواندند و نيمي ديگر در حال راندن دشمن بودند.(2)
پينوشتها:
1 - جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 452 - 453.
2 - شيخ عباس قمي، منتهيالامال، ج 1، ص 673، چاپ مؤسسه انتشارات هجرت قم.
چرا قبر حربن رياحي در فاصله اي بسيار دور از بارگاه امام حسين (عليه السلام) دفن است مگر نه اينكه حر

برخي اعتقاد دارند كه علت اصلي جدا بودن قبر حر بن يزيد از قبر امام حسين(ع) اين است كه چون حر صاحب مقامات معنوي خاصي است ، خداوند خواسته است كه او بارگاه مستقل داشته باشد تا اولياي الهي او رابطور مشخصي زيارت كنند. (الحر بن يزيد الرياحي، نوشته علي محمد علي دخيل ، ص 41، بيروت ، لبنان) بر اين اساس اين خواست خدا بوده كه مرقد حربن يزيد زيارتگاه مستقلي براي زائران باشد و حق هم همين است زيرا در ميان آن همه شهيد ، فقط حربن يزيد موقعيت خاصي دارد.
حر كسي است كه با يك هزار سواره نظام براي جنگ با امام حسين (ع) آمده بود.(تاريخ طبري، ج 4، ص 302، هشت مجلدي) اين فرمانده با اين موقعيت ، ناگهان منقلب مي گردد و به سوي امام حسين(ع) مي آيد و در اين راه جان خود را فدا مي كند.
(بحار ، ج 45، ص 10 و 14) كدامين شهيد چنين بود؟ پس سزاوار است كه او مستقلا زيارت شود و اين نكته به دلها سپرده شود كه انسان در هر مقامي كه باشد، مي تواند به سوي خدا برگردد.
بنابراين دو علت براي جدا بودن قبر حر گفته شده است:
الف. اهتمام قوم و قبيله اش
ب. لطف الهي.

معلوم است که درجات آنان، متفاوت است؛ لکن توسل به آنان که برترين مصاديق اولياءالله و احبائه و انصار دين الله و انصار رسول الله هستند، از اعظم نعم الهي است و حتي برخي از اولياء الهي معتقدند که نفوس ضعيفه، به آنها توسل پيدا کنند، بهتر است.منبع: خون موعود، علي(مهرداد) آقا شريفيان و عبدالرسول احمديان
توابين از چه گناهي توبه کردند و آيا قيام آنها صحيح بود و ثواب دارد؟

قيام هاي متعددي پس از شهادت بيدارگرانه حضرت سيدالشهداء(عليه السلام) واقع شد تا بالاخره به دست ايرانيان، بني اميه نابود و ساقط شدند. اصل اين قيام به جا بوده و لکن اينکه اجازه از ولايت را همراه داشته يا نه، معلوم نيست.منبع: خون موعود، علي(مهرداد) آقا شريفيان و عبدالرسول احمديان
تعداد ياران امام حسين(عليه السلام) در کربلا چند نفر بوده است؟ تعداد شهدا چند نفر بوده؟

آنچه مشهور است همان عدد 72 نفر است لکن تعداد همه اصحاب و عيال، ظاهراً معلوم نيست. منبع: خون موعود، علي(مهرداد) آقا شريفيان و عبدالرسول احمديان
چرا برخی از نمازگزاران مرتکب گناه میشوند؟
ممکن است علت اینکه بعضی نمازگزاران مرتکب گناه میشوند این باشد که نمازی که میخوانند از روی عادت است نه ترس از خدا؛ چون ترک عادت بسیار دشوار است، نماز را ترک نمیکند و معاصی را مرتکب میشود.(2) پس اگر نمازگزار، نمازش را نه از روی عادت، بلکه به سبب انجام وظیفه و با همراه شرایط و خصوصیات آن انجام دهد، او را در ترک معاصی بسیار کمک کرده و تدریجاً گناه را ترک خواهد کرد.
پی نوشت:
1- ترجمه المیزان، ج 16، ص 198.
2- همان، ص 163.



تلاش میکنیم در این مجال با واکاوی و تصحیح عقایدمان پایه های فکری استواری بنا کنیم.