پاسخگوی سوالات " اعتقادی "


چرا نماز صبح، مغرب و عشاء را بلند و ظهر و عصر رو آيام می خوانیم؟

1. در اصول عقیدتی مانند توحید، ملزم به تلاش عقلی و تحقیق هستیم و تقلید جایز نیست ولی بعد از تحقیق و پذیرش اصول، در فروع و احکام باید تابع باشیم. چون درک علل احکام ممکن است خارج از فهم عقل ناقص ما باشد. اگر خدا را با تحقیق پذیرفتیم، دستوراتش را با اعتماد می پذیریم. مانند کسی که در انتخاب پزشک دقت می کند ولی بعد از انتخاب، دستوراتش را با اعتماد می پذیرد هر چند از تاثیرات داروها مطلع نباشد.
2. دلیل اصلی آهسته خواندن این دو نماز، پیروی از سنت پیامبر اکرم(ص) است، چون نمازشان بدین کیفیت بوده و خداوند نیز ایشان را به عنوان اسوه و راهنمای ما قرار داده و پیامبر فرمود: همان گونه که من نماز مى‏گزارم، نماز بخوانید از این رو ما نیز باید همانند ایشان رفتار نماییم... ادامه دارد

ادامه نوشته

با حجاب‌ها عقب‌مانده و اُمّل نیستند!

تا صحبت از حجاب می‌شود بعضی‌ها سریع موضع‌گیری کرده و می‌گویند: آدم حجاب داشته باشد در جامعه امل به حساب می‌آید يا مسخره‌ می‌شود و اصلا در دنيای امروزی كه اين همه پيشرفت علمی وجود دارد، حجاب بی‌خود است و مانع پيشرفت شده و ديگر به درد جامعه نمی‌خورد. مدافعان بی‌حجابی معتقدند: حجاب مانع حرکت به سمت تمدن و پیشرفت است.

ادامه نوشته

«آقایان» لطفا حجاب تان را رعایت فرمایید!

زمانی که بحث از حجاب می‌شود، اذهان به سوی بانوان متوجه می‌شود؛ گویی حجاب با جنسیت زن ارتباط مستقیم دارد.

ولی به راستی واقعیت در این زمینه چیست؟ آیا مردان از مساله حجاب معاف هستند؟ چرا آن‌قدر که به حجاب زنان پرداخته می‌شود، به پوشش مردان توجه نمی‌شود؟ یعنی برای مردان اشکالی ندارد که با شلوارک و پیراهنی با یقه کاملا باز بیرون بیایند؟

ادامه نوشته

آیا چت کردن با نامحرم اشکال دارد؟!  

با پیشرفت تکنولوژی و گسترش ارتباطات ناهنجاری‌های اجتماعی نیز افزایش یافته است. علاوه بر محدودیت‌های عقیدتی، تهدید خانواده و خطر فروپاشی اخلاق اجتماعی از عواقب این موضوع مهم می‌باشد. در فرهنگ دينی، اسلام به ما توصيه می‌كند، روابط دختر و پسر در حد ضرورت باشد.

چت کردن با نامحرم

برخی‌ها به غلط تصور می‌کنند که فضای مجازی متفاوت از فضای واقعی است و محدودیت‌های دنیای حقیقی در فضای مجازی وجود ندارد. از نظر اسلام در حفظ حریم در ارتباط با نامحرم، فرقی بین محیط واقعی و محیط مجازی نیست و ارتباط در محیط مجازی همانند خلوت دو نامحرم است؛ بنابراین محل اشکال است.

ادامه نوشته

دعا و نیایش

تعريف دعا

دعا درخواست حاجت از خداوند براي خود و يا ديگري است. 

دکتر آلکسيس کارل، مي گويد:«نيايش اصولا کشش روح به سوي کانون غيرمادي جهان است. به طور معمول، نيايش عبارت است از تضرع و ناله مضطربانه و طلب ياري و استعانت، و گاهي يک حالت کشف و شهود روشن و آرام دروني ومستمر و دورتر از اقليم همه محسوسات است. به عبارت ديگر مي توان گفت که نيايش پرواز روح به سوي خداست و يا حالت پرستش عاشقانه اي نسبت به آن مبدائي است که معجزه حيات از او سر زده است و بالاخره نيايش، نمودار کوشش انسان است براي ارتباط با آن وجود نامرئي، آفريدگار همه هستي.» (1)

اهميت دعا

دعا و نيايش، پيوند انسان را با خداي يکتا، برقرار نموده و موجب پرواز روح به سوي ملکوت و فضاي معطر معنوي و عرفاني مي شود. خداي سبحان مي فرمايد:«قل ما يعبؤا بکم ربي لو لا دعاؤکم»؛ (فرقان 77) «بگو اگر دعاي شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي کند.» 
پيامبر خاتم (ص) مي فرمايد:«دعا سلاح مؤمن، ستون دين و نور آسمان ها و زمين است.» (2)  امام علي (ع) در وصيتي به امام حسن(ع) مي فرمايد:«بدان که کسي که ملکوت و خزائن دنيا و آخرت در دست اوست، به تو اجازه داده است تا او را بخواني و اجابت دعاي تو را ضمانت کرده است و به تو فرمان داده است که از او بخواهي تا به تو عطا کند و او مهربان و بخشنده است، ميان تو و خودش، حجابي ننهاده و تو را به آوردن واسطه و ميانجي، وادار نکرده است... سپس کليد خزائن و گنجينه هايش را که همان دعا و خواستن از اوست، دراختيار تو نهاده است پس هرگاه تو بخواهي، با دعا کردن، در همان گنجينه هاي او را مي گشايي. (3)

امام باقر(ع) در باره: بهترين عمل چيست؟ مي فرمايد:«چيزي نزد خدا افضل از اين نيست که از او تقاضا کنند و از آنچه نزد اوست. بخواهند، و هيچ کس مبغوض تر و منفورتر، نزد خداوند از کساني که از عبادت او، تکبر ورزند و از مواهب او، تقاضا نمي کنند، نيست.»(4) 


آثار دعا و نيايش

به چند مورد از آثار دعا و مناجات اشاره مي شود:

ادامه نوشته

دعای روز جمعه

  
 

دعای روز جمعه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبْلَ الْإِنْشَاءِ وَ الْإِحْيَاءِ وَ الْآخِرِ بَعْدَ فَنَاءِ الْأَشْيَاءِ الْعَلِيمِ الَّذِي لا يَنْسَىٰ مَنْ ذَكَرَهُ وَ لا يَنْقُصُ مَنْ شَكَرَهُ وَ لا يَخِيبُ مَنْ دَعَاهُ وَ لا يَقْطَعُ رَجَاءَ مَنْ رَجَاهُ اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ كَفَىٰ بِكَ شَهِيداً وَ أُشْهِدُ جَمِيعَ مَلائِكَتِكَ وَ سُكَّانَ سَمَاوَاتِكَ وَ حَمَلَةَ عَرْشِكَ وَ مَنْ بَعَثْتَ مِنْ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أَنْشَأْتَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِكَ أَنِّي أَشْهَدُ أَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ،

ستايش خداى را كه آغاز هستى است پيش از آفرينش و حيات‏بخشى،و پايان هستى است پس از نابودى هرچيز،دانايى كه‏ از ياد مبرد آن را كه يادش كند و كم نگذارد از آنكه شكرش را به جاى آورد و نااميد نسازد آن را كه خواندش و قطع كند اميد آن‏كه‏ به او اميد بست.بار خدايا!تو را گواه میگيرم و تو براى گواهى كافى هستى و گواه میگيرم همه فرشتگانت و ساكنان‏ آسمانهايت و نگهبانان عرشت و رسولان و پيامبرانى كه برانگيختى،و انواع مخلوقات كه آفريدی (همه و همه را گواه میگيرم)بر اينكه باور دارم كه همانا تويى خدا،شايسته پرستشى جز تو نيست.

وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ وَ لا عَدِيلَ وَ لا خُلْفَ لِقَوْلِكَ وَ لا تَبْدِيلَ وَ أَنَّ مُحَمَّدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ أَدَّىٰ مَا حَمَّلْتَهُ إِلَى الْعِبَادِ وَ جَاهَدَ فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَقَّ الْجِهَادِ وَ أَنَّهُ بَشَّرَ بِمَا هُوَ حَقٌّ مِنَ الثَّوَابِ وَ أَنْذَرَ بِمَا هُوَ صِدْقٌ مِنَ الْعِقَابِ اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَىٰ دِينِكَ مَا أَحْيَيْتَنِي ،

يگانه‏اى؛شريكى نداری و بیهمتايى و تخلف و تبديلى در گفتارت نيست و اينكه محمّد-كه خدا بر او و خاندان او درود فرستد بنده و فرستاده توست.رسالتى را كه بر عهده‏اش نهاده بودى به بندگانت ادا كرد و در راه خدا به حق كوشيد و به پاداشى كه حق است مژده داد و از عذابى كه راست است بيم داد،خدايا!تا زنده‏ام مرا بر دين خود ثابت بدار

وَ لا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَتْبَاعِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَتِهِ وَ وَفِّقْنِي لِأَدَاءِ فَرْضِ الْجُمُعَاتِ وَ مَا أَوْجَبْتَ عَلَيَّ فِيهَا مِنَ الطَّاعَاتِ وَ قَسَمْتَ لِأَهْلِهَا مِنَ الْعَطَاءِ فِي يَوْمِ الْجَزَاءِ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

و دلم را پس از آنكه به نور هدايت روشن نمودى گمراه مكن و از نزد خود رحمتى بر من ببخش چرا كه،تنها تو بخشاينده‏اى،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و مرا از پيروان و شيعيان او قرار ده و در گروه او محشورم گردان،و بر انجام واجبات جمعه‏ها و طاعاتى كه در ان بر من لازم نمودى توفيقم ده، و عطايى كه در رستاخيز براى اهل جمعه قرار داده‏اى نصيبم گردان،چه همانا تويى قدرتمند حكيم.

دعای روز پنجشنبه

  
 

دعای روز پنجشنبه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ اللَّيْلَ مُظْلِما بِقُدْرَتِهِ وَ جَاءَ بِالنَّهَارِ مُبْصِرا بِرَحْمَتِهِ وَ كَسَانِي ضِيَاءَهُ وَ أَنَا فِي نِعْمَتِهِ اللَّهُمَّ فَكَمَا أَبْقَيْتَنِي لَهُ فَأَبْقِنِي لِأَمْثَالِهِ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لا تَفْجَعْنِي فِيهِ وَ فِي غَيْرِهِ مِنَ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ بِارْتِكَابِ الْمَحَارِمِ وَ اكْتِسَابِ الْمَآثِمِ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَهُ وَ خَيْرَ مَا فِيهِ وَ خَيْرَ مَا بَعْدَهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي شَرَّهُ وَ شَرَّ مَا فِيهِ وَ شَرَّ مَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ إِنِّي بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ عَلَيْكَ وَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَسْتَشْفِعُ لَدَيْكَ ،

سپاس خداى را كه شب تاريك را با قدرت خود برد و روز روشن را به رحمتش آورد و لباس پرفروغ‏ آن را درحالیكه قرين نعمتش بودم بر تن من كرد،خدايا!همچنان‏كه مرا براى اين روز نگاه داشتى براى امثال آن نيز پابرجا بدار و بر پيامبر اسلام محمّد و خاندان او درود فرست و مرا در اين روز و شبها و روزهاى ديگر به فاجعه انجام گناهان مبتلا مساز،خير اين روز و و خير آنچه در آن است،و خير بعد از اين روز را روزیام گردان و شرّ اين روز و شرّ آنچه در آن است و شرّ بعد از آن را از من دور ساز.خدايا!من با گردن نهادن به دين اسلام به سوى تو وسيله میجويم و با حرمت نهادن به قران بر تو اعتماد میكنم،و دوستى محمّد،بنده برگزيده است كه(درود خدا بر او و خاندانش باد)نزد تو شفاعت میطلبم،

فَاعْرِفِ اللَّهُمَّ ذِمَّتِيَ الَّتِي رَجَوْتُ بِهَا قَضَاءَ حَاجَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ اقْضِ لِي فِي الْخَمِيسِ خَمْسا لا يَتَّسِعُ لَهَا إِلا كَرَمُكَ وَ لا يُطِيقُهَا إِلا نِعَمُكَ سَلامَةً أَقْوَى بِهَا عَلَى طَاعَتِكَ وَ عِبَادَةً أَسْتَحِقُّ بِهَا جَزِيلَ مَثُوبَتِكَ وَ سَعَةً فِي الْحَالِ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ وَ أَنْ تُؤْمِنَنِي فِي مَوَاقِفِ الْخَوْفِ بِأَمْنِكَ وَ تَجْعَلَنِي مِنْ طَوَارِقِ الْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ فِي حِصْنِكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ تَوَسُّلِي بِهِ شَافِعا يَوْمَ الْقِيَامَةِ نَافِعا إِنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

پس بار خدايا پيمانى كه روا شدن حاجتم را به آن اميد بسته‏ام به حساب اور،اى مهربان‏ترين مهربانان!بار خدايا در روز پنجشنبه پنج حاجت‏ مرا برطرف نما،كه آنها را جز كرم تو گنجايش و جز نعمتهاى تو طاقت ندارد:سلامتى كه با آن براى انجام‏ طاعتت نيرو گيرم و عبادتى كه با آن سزاوار پاداش فراوان تو گردم،و گشايشى در حال،من با روزى حلال‏ و اينكه به من با امن خويش در هنگامه‏هاى ترس امنيت دهى،و از هر غم و اندوه كوبنده در دژ استوار خويش پناهم‏ دهى،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و چاره‏جويیام را بوسيله او شفيع سودمندى برايم در روز قيامت‏ قرار ده،به يقين تو مهربانترين مهربانانى.

دعای روز چهارشنبه

 
 

دعای روز چهارشنبه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ لِبَاسا وَ النَّوْمَ سُبَاتا وَ جَعَلَ النَّهَارَ نُشُورا لَكَ الْحَمْدُ أَنْ بَعَثْتَنِي مِنْ مَرْقَدِي وَ لَوْ شِئْتَ جَعَلْتَهُ سَرْمَدا حَمْدا دَائِما لا يَنْقَطِعُ أَبَدا وَ لا يُحْصِي لَهُ الْخَلائِقُ عَدَدا اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ أَنْ خَلَقْتَ فَسَوَّيْتَ وَ قَدَّرْتَ وَ قَضَيْتَ وَ أَمَتَّ وَ أَحْيَيْتَ وَ أَمْرَضْتَ وَ شَفَيْتَ وَ عَافَيْتَ وَ أَبْلَيْتَ وَ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَيْتَ وَ عَلَى الْمُلْكِ احْتَوَيْتَ أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ ضَعُفَتْ وَسِيلَتُهُ وَ انْقَطَعَتْ حِيلَتُهُ وَ اقْتَرَبَ أَجَلُهُ ،

ستايش خداى را كه شب را جامه و خواب را مايه آرامش و روز را زمينه تكاپو قرار داده،ستايش تنها تو را سزاست كه مرا از خوابگاهم برانگيختى و اگر میخواستى خوابم را جاودان میساختى،ستايش دائم كه هرگز پايان نيابد،و سپاس‏ بيكران كه آفريدگان از شمارش آن ناتوانند،خدايا!ستايش تنها شايسته توست كه آفريدى و سامان دادى و اندازه مقرر نمودى و فرمان دادی و ميراندى و زنده كردى و بيمار نمودى و درمان كردى و بهبودى عنايت فرمودى و فرسوده ساختى و بر عرش هستى استيلا يافتی و بر فرمانروايى جهان چيره گشتى،تو را می خوانم همچون كسی كه وسيله‏اش ناكارا گشته و رشته چاره‏اش گسسته‏ و اجلش نزديك شده

وَ تَدَانَى فِي الدُّنْيَا أَمَلُهُ وَ اشْتَدَّتْ إِلَى رَحْمَتِكَ فَاقَتُهُ وَ عَظُمَتْ لِتَفْرِيطِهِ حَسْرَتُهُ وَ كَثُرَتْ زَلَّتُهُ وَ عَثْرَتُهُ وَ خَلُصَتْ لِوَجْهِكَ تَوْبَتُهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ لا تَحْرِمْنِي صُحْبَتَهُ إِنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ اقْضِ لِي فِي الْأَرْبَعَاءِ أَرْبَعا اجْعَلْ قُوَّتِي فِي طَاعَتِكَ وَ نَشَاطِي فِي عِبَادَتِكَ وَ رَغْبَتِي فِي ثَوَابِكَ وَ زُهْدِي فِيمَا يُوجِبُ لِي أَلِيمَ عِقَابِكَ إِنَّكَ لَطِيفٌ لِمَا تَشَاءُ

و آرزويش در دنيا كاستى يافته و سخت بر رحمت تو نيازمند گشته و حيرتش بر اثر كوتاهى فزونى يافته و لغزش و افتادنش بسيار گشته و بازگشتش به سوى تو خالص شده است،پس بر محمّد خاتم‏ پيامبران و بر خاندان پاكيزه و پاك‏ نهاد او درود فرست،و شفاعت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش باد)را روزیام فرما و از همنشينى با او محرومم مساز،همانا تويى مهربان‏ترين مهربانان،خدايا!در چهارشنبه‏ چهار حاجت مرا روا ساز،نيرويم را در طاعت خود و نشاطم را در بندگى خويش،و رغبتم را در پاداشت و بی رغبتیام را در آنچه كه موجب عذاب دردناك توست قرار ده،همانا آنچه را بخواهى لطف میفرمايى.

دعای روز سه شنبه

  
 

دعای روز سه شنبه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانی اش هميشگى است‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الْحَمْدُ حَقُّهُ كَمَا يَسْتَحِقُّهُ حَمْدا كَثِيرا وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلا مَا رَحِمَ رَبِّي وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ الشَّيْطَانِ الَّذِي يَزِيدُنِي ذَنْبا إِلَى ذَنْبِي وَ أَحْتَرِزُ بِهِ مِنْ كُلِّ جَبَّارٍ فَاجِرٍ وَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ وَ عَدُوٍّ قَاهِرٍ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ جُنْدِكَ فَإِنَّ جُنْدَكَ هُمُ الْغَالِبُونَ وَ اجْعَلْنِي مِنْ حِزْبِكَ فَإِنَّ حِزْبَكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ،

ستايش خداراست و سپاس برازنده او آنچنان‏كه شايسته حضرت اوست،ستايشى بسيار و به او پناه میبرم از شر نفسم چه نفس همانا به زشتى بسيار فرمان مى دهد جز آنكه پروردگارم رحم كند،و به خدا پناه میبرم از گزند شيطانى كه گناه بر گناهم‏ می افزايد،و به قدرت او از هر گردنكش نابكار و پادشاه ستمكار و دشمن قهّار،دورى میجويم،خدايا مرا از سپاهيانت قرار ده،چرا كه همانا تنها سپاه تو پيروز است،و مرا از حزب خود قرار ده كه تنها حزب تو رستگار است

وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَوْلِيَائِكَ فَإِنَّ أَوْلِيَاءَكَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِي دِينِي فَإِنَّهُ عِصْمَةُ أَمْرِي وَ أَصْلِحْ لِي آخِرَتِي فَإِنَّهَا دَارُ مَقَرِّي وَ إِلَيْهَا مِنْ مُجَاوَرَةِ اللِّئَامِ مَفَرِّي وَ اجْعَلِ الْحَيَاةَ زِيَادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ وَ الْوَفَاةَ رَاحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ ،

و هم از دوستانت قرارم ده كه بر دوستانت ترسى نيست و اندوهگين نمیشوند،خدايا دينم را برايم سامان ده كه آن وسيله در امان بودن و دورى من از گناه است و آخرتم را آباد ساز كه آنجا خانه پايدار من و گريزگاهم‏ از همسايگى دون‏صفتان است و زندگى را برايم زمينه افزونى در هر خير و مرگم را برايم آرامش از هر گزندى قرار ده،بار خدايا بر محمّد خاتم پيامبران
وَ تَمَامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ وَ هَبْ لِي فِي الثُّلَثَاءِ ثَلاثا لا تَدَعْ لِي ذَنْبا إِلا غَفَرْتَهُ وَ لا غَمّا إِلا أَذْهَبْتَهُ وَ لا عَدُوّا إِلا دَفَعْتَهُ بِبِسْمِ اللَّهِ خَيْرِ الْأَسْمَاءِ بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَسْتَدْفِعُ كُلَّ مَكْرُوهٍ أَوَّلُهُ سَخَطُهُ وَ أَسْتَجْلِبُ كُلَّ مَحْبُوبٍ أَوَّلُهُ رِضَاهُ فَاخْتِمْ لِي مِنْكَ بِالْغُفْرَانِ يَا وَلِيَّ الْإِحْسَانِ

و كامل‏ كننده شمار رسولان و بر خاندان‏ پاك و پاكيزه او و بر ياران برگزيده‏اش درود فرست و در روز سه ‏شنبه سه حاجتم را روا كن:گناهى برايم مگذار جز آنكه بيامرزى و نه اندوهى جز آنكه را برطرف سازى و نه دشمنى جز آنكه دور گردانى،به نام خدا كه بهترين‏ نامهاست،به نام خدا پروردگار زمين و آسمان،دورى هر ناخوشايندى را كه ابتدايش خشم خداست،و نيل به هر محبوبى را كه آغازش رضاى اوست خواستارم،پس از سوى خود سرانجام را به آمرزش پايان ده اى سرچشمه نيكى.

دعای روز دوشنبه

 
 

دعای روز دوشنبه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است‏


الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُشْهِدْ أَحَدا حِينَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا اتَّخَذَ مُعِينا حِينَ بَرَأَ النَّسَمَاتِ لَمْ يُشَارَكْ فِي الْإِلَهِيَّةِ وَ لَمْ يُظَاهَرْ فِي الْوَحْدَانِيَّةِ كَلَّتِ الْأَلْسُنُ عَنْ غَايَةِ صِفَتِهِ وَ الْعُقُولُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ وَ تَوَاضَعَتِ الْجَبَابِرَةُ لِهَيْبَتِهِ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِخَشْيَتِهِ وَ انْقَادَ كُلُّ عَظِيمٍ لِعَظَمَتِهِ فَلَكَ الْحَمْدُ مُتَوَاتِرا مُتَّسِقا وَ مُتَوَالِيا مُسْتَوْسِقا [مُسْتَوْثِقا] وَ صَلَوَاتُهُ عَلَى رَسُولِهِ أَبَدا وَ سَلامُهُ دَائِما سَرْمَدا اللَّهُمَّ اجْعَلْ أَوَّلَ يَوْمِي هَذَا صَلاحا وَ أَوْسَطَهُ فَلاحا وَ آخِرَهُ نَجَاحا،


ستايش خداى را كه هنگام آفرينش آسمانها و زمين احدى را گواه نساخت و به گاه ايجاد جانداران‏ ياورى نگرفت،در پرستش انبازى ندارد،و در يكتايی اش پشتيبانى نخواهد،زبانها از بيان‏ حقيقت وصفش درمانده و خردها از ژرفاى معرفتش وامانده و گردنكشان در برابر عظمتش فروتن و چهره‏ها از بيم او متواضع گشته و هر بزرگى در برابر بزرگيش تسليم گشته است.ستايش پياپى و پيوسته و دنباله‏ دار و پايدار تنها توراست،و رحمت هميشگى و درود جاودان و بی پايان او بر رسولش باد.بار خدايا!ابتدای امروزم را خير و صلاح،و ميانه امروز را رستگارى و پايانش را كاميابى قرار ده


وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ يَوْمٍ أَوَّلُهُ فَزَعٌ وَ أَوْسَطُهُ جَزَعٌ وَ آخِرُهُ وَجَعٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ وَ كُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ وَ كُلِّ عَهْدٍ عَاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ أَفِ بِهِ وَ أَسْأَلُكَ فِي مَظَالِمِ عِبَادِكَ عِنْدِي فَأَيُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِكَ أَوْ أَمَةٍ مِنْ إِمَائِكَ كَانَتْ لَهُ قِبَلِي مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُهَا إِيَّاهُ فِي نَفْسِهِ أَوْ فِي عِرْضِهِ أَوْ فِي مَالِهِ أَوْ فِي أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ أَوْ غِيبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِهَا أَوْ تَحَامُلٌ عَلَيْهِ بِمَيْلٍ أَوْ هَوًى أَوْ أَنَفَةٍ أَوْ حَمِيَّةٍ أَوْ رِيَاءٍ أَوْ عَصَبِيَّةٍ غَائِبا كَانَ أَوْ شَاهِدا وَ حَيّا كَانَ أَوْ مَيِّتا فَقَصُرَتْ يَدِي وَ ضَاقَ وُسْعِي عَنْ رَدِّهَا إِلَيْهِ وَ التَّحَلُّلِ مِنْهُ،

و به تو پناه میآورم از روزی كه آغازش شيون و ميانش بیتابى،و پايانش دردمندى است،خدايا!از تو آمرزش میطلبم براى هر نذرى كه كردم و هر وعده‏اى كه دادم و هر پيمانى كه بستم سپس به آن وفا نكردم و اداى حقوق بندگانت را كه بر عهده دارم از تو درخواست میكنم،پس هر بنده‏اى از بندگانت و هر كنيزى از كنيزانت كه او را نزد من حقىّ پايمال شده‏ باشد كه در آن به جان يا آبرو يا مال،يا خانواده‏اش يا فرزندش ستم روا داشته‏ام يا غيبتى از او كرده‏ام يا بر اثر ميل خود يا خواهش دل يا تكبّر يا غضب يا خودنمايى يا تعصّب بر او يارى نهاده‏ام،اين بنده يا كنيزت غايب‏ باشد يا حاضر،زنده باشد يا مرده،و دستم كوتاه شده و وسعم نمیرسد از پرداخت آن حق يا طلب‏ حلاليت از او،


فَأَسْأَلُكَ يَا مَنْ يَمْلِكُ الْحَاجَاتِ وَ هِيَ مُسْتَجِيبَةٌ لِمَشِيَّتِهِ وَ مُسْرِعَةٌ إِلَى إِرَادَتِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُرْضِيَهُ عَنِّي بِمَا [بِمَ‏] شِئْتَ وَ تَهَبَ لِي مِنْ عِنْدِكَ رَحْمَةً إِنَّهُ لا تَنْقُصُكَ الْمَغْفِرَةُ وَ لا تَضُرُّكَ الْمَوْهِبَةُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ أَوْلِنِي فِي كُلِّ يَوْمِ إِثْنَيْنِ نِعْمَتَيْنِ مِنْكَ ثِنْتَيْنِ سَعَادَةً فِي أَوَّلِهِ بِطَاعَتِكَ وَ نِعْمَةً فِي آخِرِهِ بِمَغْفِرَتِكَ يَا مَنْ هُوَ الْإِلَهُ وَ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِوَاهُ

از تو میخواهم اى كسى ‏كه رفع نيازها در اختيار اوست،و آن حاجات در مقابل مشيّت او اجابت‏ پذير و به جانب‏ اراده‏اش شتابانند كه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى و آن بنده را كه بر او ستمى كردم هرگونه كه خواهى از من راضى گردانى و از جانب‏ خود مرا رحمت عطا نمايى،چه آمرزيدن از تو نكاهد و بخشيدن به تو زيان نرساند،اى مهربان‏ترين مهربانان‏ خدايا!در هر دوشنبه از سوى خويش دو نعمت بر من عطا كن،خوشبختى بندگیات را در آغازش،و نعمت‏ آمرزشت را در پايانش،اى آن‏كه تنها او شايسته پرستش است و جز او كسى گناهان را نيامرزد.

دعای روز یکشنبه


دعای روز یکشنبه


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحتمش بسيار و مهربانیاش هميشگى است‏
بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لا أَرْجُو إِلا فَضْلَهُ وَ لا أَخْشَى إِلا عَدْلَهُ وَ لا أَعْتَمِدُ إِلا قَوْلَهُ وَ لا أُمْسِكُ إِلا بِحَبْلِهِ بِكَ أَسْتَجِيرُ يَا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضْوَانِ مِنَ الظُّلْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مِنْ غِيَرِ الزَّمَانِ وَ تَوَاتُرِ الْأَحْزَانِ وَ طَوَارِقِ الْحَدَثَانِ وَ مِنِ انْقِضَاءِ الْمُدَّةِ قَبْلَ التَّأَهُّبِ وَ الْعُدَّةِ وَ إِيَّاكَ أَسْتَرْشِدُ لِمَا فِيهِ الصَّلاحُ وَ الْإِصْلاحُ وَ بِكَ أَسْتَعِينُ فِيمَا يَقْتَرِنُ بِهِ النَّجَاحُ وَ الْإِنْجَاحُ وَ إِيَّاكَ أَرْغَبُ فِي لِبَاسِ الْعَافِيَةِ وَ تَمَامِهَا وَ شُمُولِ السَّلامَةِ وَ دَوَامِهَا وَ أَعُوذُ بِكَ يَا رَبِّ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَ أَحْتَرِزُ بِسُلْطَانِكَ مِنْ جَوْرِ السَّلاطِينِ،
به نام خدايى كه جز به فضل و بخشش او اميد نبستم،و جز از عدالت او نهراسم،و جز به سخن او اعتماد نمیكنم،و جز به ريسمانش چنگ نزنم،تنها به تو پناه میآورم اى خداى بخشايشگر مهربان از ستم و دشمنى،و مصائب روزگار و اندوههاى پياپى و پيش‏آمدهاى ناگوار دوران و از گذشت عمر پيش از مهيّا شدن‏ و توشه برداشتن و تنها از تو راهنمائى میجويم به سوى آنچه خير و صلاح من در آن است و فقط از تو يارى میخواهم‏ در آنچه پيروزى و رستگارى با آن همراه است،و در پوشيدن لباس عافيت و كمال آن و فراگيرى سلامتى و دوام آن تنها به تو دل میبندم و به تو پناه میآورم اى پروردگار من از وسوسه‏هاى شياطين و به يارى سلطنت تو دورى میجويم از ستم پادشاهان،
فَتَقَبَّلْ مَا كَانَ مِنْ صَلاتِي وَ صَوْمِي وَ اجْعَلْ غَدِي وَ مَا بَعْدَهُ أَفْضَلَ مِنْ سَاعَتِي وَ يَوْمِي وَ أَعِزَّنِي فِي عَشِيرَتِي وَ قَوْمِي وَ احْفَظْنِي فِي يَقَظَتِي وَ نَوْمِي فَأَنْتَ اللَّهُ خَيْرٌ حَافِظا وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ فِي يَوْمِي هَذَا وَ مَا بَعْدَهُ مِنَ الْآحَادِ مِنَ الشِّرْكِ وَ الْإِلْحَادِ وَ أُخْلِصُ لَكَ دُعَائِي تَعَرُّضا لِلْإِجَابَةِ وَ أُقِيمُ عَلَى طَاعَتِكَ رَجَاءً لِلْإِثَابَةِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَيْرِ خَلْقِكَ الدَّاعِي إِلَى حَقِّكَ وَ أَعِزَّنِي بِعِزِّكَ الَّذِي لا يُضَامُ وَ احْفَظْنِي بِعَيْنِكَ الَّتِي لا تَنَامُ وَ اخْتِمْ بِالانْقِطَاعِ إِلَيْكَ أَمْرِي وَ بِالْمَغْفِرَةِ عُمْرِي إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.
پس آنچه از نماز و روزه‏ام صورت گرفته پذيرا باش و فردا و روزهاى پس از آن مرا بهتر از اين ساعت و امروزم قرار ده و مرا در بين خويشاوندان و بستگانم عزيز گردان،و در بيدارى و خواب نگهدارم باش،چرا كه تويى خدا و بهترين نگهدار و تويى مهربان‏ترين مهربانان.خدايا من در امروزم و يكشنبه‏هاى ديگر از شرك و بیدينى،به سوى تو بيزارى میجويم و دعايم را تنها براى تو خالص میكنم‏ تا در معرض اجابت قرار گيرد،و به اميد پاداش تو بر طاعتت پايدارى میكنم،پس درود فرست بر بهترين آفريده‏ات محمّد آن‏كه دعوت‏كننده مردم به حقانيّت تو بود و مرا عزيز گردان با عزّت ذلّت ناپذير خود و به ديده بیخواب خودت حفظ كن، و كارم را با گسستن از همه خلق و پيوستن به تو و عمرم را با آمرزش خويش پايان بخش،همانا تويى بسيار آمرزنده و مهربان.

دعای روز شنبه


دعای روز شنبه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است

بِسْمِ اللَّهِ كَلِمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ وَ مَقَالَةِ الْمُتَحَرِّزِينَ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ تَعَالَى مِنْ جَوْرِ الْجَائِرِينَ وَ كَيْدِ الْحَاسِدِينَ وَ بَغْيِ الظَّالِمِينَ وَ أَحْمَدُهُ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِينَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْوَاحِدُ بِلا شَرِيكٍ وَ الْمَلِكُ بِلا تَمْلِيكٍ لا تُضَادُّ فِي حُكْمِكَ وَ لا تُنَازَعُ فِي مُلْكِكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي مِنْ شُكْرِ نُعْمَاكَ مَا تَبْلُغُ بِي غَايَةَ رِضَاكَ

به نام خدا كه كلمه پناه‏ جويان و گفتار پرهيزگاران است و پناه مى ‏برم به خداى بلندمرتبه از ستم ستمگران‏ و نيرنگ حسودان و سركشى ظالمان و او را می ستايم ستايشى برتر از ستايش ستايشگران،خدايا!تويى يگانه‏ بی انباز،و پادشاه على الاطلاق،در فرمانروايی ات مخالفت نشوى،و در پادشاهی ات هماوردى ندارى، از تو میخواهم كه بر بنده و فرستاده‏ ات محمد درود فرستى،و سپاس نعمتهايت را چنان قسمت من كن كه مرا به كمال خشنودی ات نايل گرداند

وَ أَنْ تُعِينَنِي عَلَى طَاعَتِكَ وَ لُزُومِ عِبَادَتِكَ وَ اسْتِحْقَاقِ مَثُوبَتِكَ بِلُطْفِ عِنَايَتِكَ وَ تَرْحَمَنِي بِصَدِّي [وَ صُدَّنِي‏] عَنْ مَعَاصِيكَ مَا أَحْيَيْتَنِي وَ تُوَفِّقَنِي لِمَا يَنْفَعُنِي مَا أَبْقَيْتَنِي وَ أَنْ تَشْرَحَ بِكِتَابِكَ صَدْرِي وَ تَحُطَّ بِتِلاوَتِهِ وِزْرِي وَ تَمْنَحَنِي السَّلامَةَ فِي دِينِي وَ نَفْسِي وَ لا تُوحِشَ بِي أَهْلَ أُنْسِي وَ تُتِمَّ إِحْسَانَكَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمْرِي كَمَا أَحْسَنْتَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

و به بركت عنايت خويش بر طاعت و مداومت عبادت خود و شايستگى پاداشت‏ يارى نمايى و تا زنده‏ ام به بازداشتن از گناهانت بر من مهر ورزی و تا پايان عمر بر انجام آنچه بهره‏ ام رساند توفيقم دهى،و به كتاب خود(قرآن)براى پذيرش حق،سينه‏ ام را فراخ گردانى و بار گناهانم را با تلاوتش از نامه اعمالم فرو ريزى و در دين و جانم به من سلامت بخشى و كسانیكه به آنها انس گرفته‏ام از من وحشت‏زده نكنى و در باقيمانده عمر احسانت را بر من تمام نمايى چنان‏كه در گذشته عمرم بر من احسان نمودى.اى مهربان‏ترين مهربانان.

مستبصرین : سیّد ادریس حسینی


ایشان که از اهالی کشور مغرب است در کتابی با عنوان بدون شک حسین مرا شیعه کرد می‌نویسد:

روزی یکی از اطرافیانم از من سؤال کرد، چرا شیعه شدی؟!

گفتم: چیزی که باعث شیعه شدنم شد، جدّم حسین و حوادث ناگوار روز عاشورا بود.

 

 

گفت: چطور؟!

گفتم: هر وقت به یاد وقایع و حوادث دردناک آن روز می‌افتم، نمی‌توانم آن صحنه‌های فجیع را نتیجه‌ی اندیشه‌ی سالم و هدایت یافته ندانم و خون‌های پاکی که در آن روز، در کربلا بر روی ریگ‌های بیابان ریخت را هم‌چون آب‌های دیگر بدانم.

آن خون‌ها، خون بهترین و شریف‌ترین انسان‌ها از اهل‌بیت پیامبر بود، که  پیامبر آی عزیزان را بارها و بارها سفارش کرده بود، و چنین کسانی نمی‌توانند بر راه باطل باشند.

استاد کتاب‌های لقد شیعنی الحسین، الخلافه المغتصبه و هکذا عرفت الشیعه را نوشته است.

آیا  توسل شرک است؟

شبهه: در زمینه توسل به ارواح طیّبه و طلب دعا از آنان به درگاه الهى نیز مشابه مسئله شفاعت وهابیون معتقد به شرک و بدعت مى باشند.

پاسخ:
اولا- 
 "و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفرواللّه واستغفر لهم الرسول لوجدوا اللّه توابا رحیماً"،
(سوره شریفه نساء- آیه 64)
مرویست عثمان بن ضیف از پیامبر (ص) که به مرد نابینا که طلب دعا از ایشان نموده بود فرمود:
وضو گرفته دو رکعت نماز بخوان و سپس بگو: "اللهم انى اسالک واتوجه الیک بنبیک نبى الرحمة. یا محمد انى اتوجه بک الى ربى فى حاجتى للتغنى. اللهم ثفعه لى".
این حدیث که در سنتى ابن ماجه، صحیح ترندى، مسنداحمد، مستدرک حاکم و مسانید دیگر ذکر گردیده است، نشان مى دهد که وقتى ما از پیامبر سؤالى مى کنیم به خاطر نزدیک تر بودن او به خداوند است و همچنین دیده مى شود که مستقیماً مى توان خطاب به پیامبر نیز از او طلب دعا نمود.
ثانیاً- مشروعیت توسل نه تنها در نزد علماى شیعه، بلکه در نظر علماى اهل سنت نیز معتبر مى باشد.
* قاضى عیاض روایت کرده که ابوجعفرمنصور در مسجد پیامبر (ص) با مالک بن انس روبرو شد و از او پرسید آیا رو به قبله نموده و دعا کنیم یا رو به سوى پیامبر گردانم مالک جواب داد: چرا رخسار خود را از پیامبر برمى گردانى در حالى که او وسیله تو و پدرت آدم تا روز قیامت است، رو به جانب قبر نموده و او را شفیع خود قرار ده تا نزد خداوند شفاعتت کند. (الغدیر 5/135)
* این اشعار منسوب است به محمّدبن ادریس شافعى:
آل النبى ذریعتى***و هم الیه وسیلتى
ارجوا بهم اعطى غداً***بیهدى الیمنى صحیفتى
(کشف الارتیاب 318)
عمر به عباس عموى پیامبر متوسل مى شد تا او را استسقاء نماید. (الغدیر 5/144)
ثالثاً- سیره عملى علماى اهل سنّت نیز مطلب فوِ را تأکید مى کند:
* خطیب بغدادى در تاریخ خود مى گوید: در سمت غرب بالاى شهر، مقابر قریش است که در آن موسى بن جعفر (ع) و جمعى دیگر مدفون مى باشند. پس با واسطه از ابوعلى خلال شیخ حنابله نقل مى کند:
"ما همّنى امر فقصدت قبر موسى بن جعفر فتوسلت به الّا نهل اله تعالى لى ما احب" (تاریخ بغداد 1/120)
ملاحظه مى شود که شیخ حنابله از قبر امام هفتم شیعیان تقاضا کرده و به ایشان متوسل مى شده است.‏
‏* همچنین خطیب در تاریخ خود از شافعى نقل مى کند: "من به مزار ابوضیفه تبرّک جسته و همه روزه آن را زیارت مى کنم و چون مرا حاجتى رسد دو رکعت نماز گزارده و در کنار قبر او آمده و از خداوند حاجتم را مى خواهم که هنوز دور نشده روا مى شود. (تاریخ بغداد 1/123)

شفاعت شرک است؟

شبهه: طلب شفاعت از غیر خداوند به این نحو که گفته شود اى اولیاء خدا در روز قیامت شفیع من در نزد خدا باشید تا از عذاب الهى در امان باشم، صحیح نیست و فقط باید طلب شفاعت از خود خداوند صورت گیرد و خصوصاً اگر طلب شفاعت از روح مرده اى که به برزخ منتقل شده، صورت پذیرد این عین شرک محسوب خواهد گردید.


پاسخ:

اولا- طلب شفاعت همان "طلب دعا" مى باشد یعنى ما از افراد موجه یا ارواح مقدّسه و یا ملائکه الهى مى خواهیم که براى ما طلب آمرزش و دعا بنماید، و طلب دعا و آمرزش از پیامبر یا صالحان امرى پسندیده است که وهابیون نیز در هنگام زنده بودن فرد آن را جائز مى شمرند.
* نیشابورى در تفسیر خویش در ذیل آیه شریفه "و من یشفع شفاعة حسنة یکن له نصیب منها..." مى گوید: شفاعت به درگاه خداوند همان دعا کردن شخصى مسلمان مى باشد.
* فخررازى در تفسیر آیه شریفه "و یستغفرون للذین آمنوا ربّنا وسعت کل شى رحمةً" مى گوید: این آیه نشان مى دهد که ملائکه انسانهاى گناهکار را شفاعت مى کنند. (تفسیر مفاتیح الجنان) پس اگر ما از فرشتگان چنین تقاضایى بکنیم مرتکب خلافى نگردیده ایم.
* همچنین خداوند به پیامبر مى فرماید: "واستغفر لذنبک و للمؤمنین و المؤمنات".
* نجارى در صحیح بابى دارد بنام "اذ استشفعوا الى الامام یستسقى لهم لم یردّهم".
ثانیاً- اینکه وهابیون عنوان مى کنند طلب دعا از فرد پس از مرگ او جایز نیست و لذا نمى توان از پیامبر یا ائمه یا سایرین پس از مرگ طلب دعا نمود، نیز نادرست است چرا که براساس آیات و روایات پیامبر و ائمه و شهدا و نظایر آنان با مرگ نمى میرند و بلکه زنده مى باشند.
* "و لاتحسبن الذین قتلوا فى سبیل اللّه اموات بل هم احیاء عند ربهم یرزقون".
* على (ع) پس از تفسیل پیامبر (ص) خطاب به ایشان فرمود:
"بابى انت و امّى اذکرنا عند ربک واجعلنا من بالک"، (نهج البلاغه- خطبه 235)
* ابوبکر نیز پس از وفات پیامبر، خطاب به جسد مطهر ایشان گفت:
"بابى انت و امّى طبت حیّاً و میّتاً واذکرنا عند ربکً" (السیرة الجبیه- 3/392)
ثالثاً- آنچه شرک محسوب مى شود و توجیه عبادى و توحید افعالى را مخدوش مى سازد آن است که ما وقتى طلب شفاعت از غیر خدا مى کنیم او را قادر بالاستقلال بدانیم و به جاى خداوند او را قرار دهیم و حال آنکه چنین نیست و ما تنها آنان را به واسطه آبرویى که در نظر خداوند دارند واسطه بین خود و معبود قرار مى دهیم.
* "والذین لایدعون مع اله الهاً آخر..." (سوره شریفه فرقان- آیه 68)
آیه اشاره دارد که اگر با خدا و هم عرض او دیگرى را بخوانید مشرک گشته اید.
* "و یعبدون من دون اله ما لایفرّهم و لاینفعهم و یقولون هولاء شفعاءنا عنداله" (سوره شریفه یونس- آیه 18)
باز ملاحظه مى گردد که بحث "عبادت غیر خدا" مطرح مى باشد و ملاک شرک عبادت غیر او مى باشد.
* "و اذ تخلق من الطینى کهیة الطیر باذنى نتنفخ فیها فتکون طیراً باذنى..." (سوره شریفه مائده- آیه 110)
در این آیه شریفه نیز دیده مى شود که اگر حضرت عیسى (ع) و یا سایر اولیاء الهى قدرتى دارند همه "باذن اللّه" مى باشد و هیچ کس از خود مستقلا قدرتى ندارد، لذا اگر ما با این دیدگاه از اولیاء الهى طلب دعا و شفاعت نمائیم مشکلى ایجاد نخواهد گردید.

توسل در اسناد اهل سنت

 
برای اینکه معلوم شود تا چه حد عقاید وهابیت بی اساس است دو حدیث صحیح را در اینجا از کتب اهل سنت نقل می کنم :

1.  ترمذی از عثمان بن حنیف نقل کرده است مردی که به بینائی او آسیب وارد شده بود , نزد پیامبر(ص) آمد و گفت : دعاکن و از خدا بخواه مرا عافیت دهد. حضرت به او فرمود : اگر می خواهی برایت دعا می کنم ولی اگر صبر کنی برایت بهتر است. آن مرد گفت : دعا کن و از خدا بخواه مرا عافیت دهد. حضرت پیامبر(ص) به او دستور داد وضوی خوبی بگیرد و خدا را با این دعا بخواند : " اللهم انی اسألک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمه . یا محمد انی توجهت بک الی ربی فی حاجتی هذه لتقضی لی. الهم فشفعه فی "  ترمذی میگوید : این حدیث خوب و صحیح است.[1] ابن ماجه از ابواسحاق نقل  کرده که وی گفته این حدیث صحیح است.[2] احمد بن حنبل در مسندش این حدیث را به دو سند نقل کرده است.[3]

حاکم در مستدرک گفته است : این حدیث صحیح و مورد تأیید بخاری و مسلم است ولی آن ها آن را نقل نکرده اند.[4] طبرانی هم درکتاب الدعاء و معجم کبیر و معجم صغیرش این حدیث را نقل کرده است.[5]

نسائی وقتی این حدیث را نقل کرده اضافه کرده که حضرت پیامبر(ص) فرمود : وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و سپس بگو " الهم انی اسألک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمه . [6]

معمولا وقتی ما این نوع احادیث را نقل می کنیم , وهابیان می گویند : این در زمان حیات پیامبر (ص) بوده یا وقتی توسل خلیفه دوم , عمر را به آن ها یا د آور می شویم می گویند : توسل در زمان حیات اشکال ندارد اما در زمان ممات است که شرک است!

آدم عاقل از این حرف وهابیان شاخ در می آورد. چون اگر یک کاری شرک باشد , آن کار شرک است چه در زمان حیات باشد یا در زمان ممات و اگر نباشد حیات و ممات آن کار را شرک نمی  کند. این مثل این است که بگوییم عبادت و نماز برای پیامبر در زمان حیاتش اشکال ندارد بعد از مرگش است که شرک می شود؟! مگر حیات و مرگ شرک و توحید را عوض می کند ؟

2. دارمی در کتاب سنن خود بابی را تحت عنوان " باب ما اکرم الله نبیه بعد موته " باز کرده و از اوس بن عبد الله نقل کرده سالی در مدینه قحطی شدیدی واقع شد. مردم نزد عایشه رفته از وضع موجود شکوه کردند. عایشه گفت : " انظروا قبر النبی (ص) فاجعلوا منه کوی الی السماء حتی لا یکون بینه و بین السماء سقف" به قبر پیامبر(ص) توجه کنید و روزنه ای بسوی آسمان قرار دهید  بگونه ای که  مانع بین قبر و آسمان نباشد.  عبد الله می گوید : مردم همین کار را انجام دادند , بقدری باران بارید که از زمین گیاه رویید و شتران بیش از حد فربه شدند.[7]
--------------------------------------------------------------------------------------------

[1] . سنن ترمذی , ج5, ص229
[2] . سنن ابن ماجه , ج1, ص441
[3] . مسند احمد , ج4, ص138
[4] . مستدرک حاکم , ج1, ص313
[5] . کتاب الدعاء , ص320 و المعجم الکبیر , ج9, ص31 و المعجم الصغیر ج1, ص183
[6] . السنن الکبری , ج6, ص168
[7] . سنن دارمی , ج1, ص43

مستندات جسارت عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها

جسارت عمر بن الخطاب به  حضرت زهرا سلام الله علیها  از قطعیات تاریخ است .

روایاتى كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صدیقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مى شود تقسیم كرد .

 1.  تهدید به سوزاندن خانه:

 ذكرالطبرى: باسناده عن زیاد بن كلیب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال: واللّه لأحرقنّ علیكم أو لتخرجنّ إلى البیعة»، فخرج علیه الزبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من بده فوثبوا علیه فأخذوه.

 تاریخ الطبرى: 2/443.

 وابن أبی الحدید: عن

سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر الیهم فقال: «والذى نفسى بیده لتخرجنّ إلى البیعة أو لأحرقنّ البیت علیكم .

 شرح نهج البلاغه: 1/164 (2/45).

 2.  آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى خلیفه دوم بر اعتراض مردم:

 وابن قتیبة: قال: ... وقال عمر: والذى نفس عمر بیده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فیها! فقیل له: یا أباحفص إنّ فیها فاطمة!! فقال: وإن.

  الامامة والسیاسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا كحالة: 4/114.

ادامه نوشته

نقد وهابیون درباره حرمت توسل

- توسل چیست؟

توسل در لغت یعنی انجام دادن عملی که به سبب آن به خدا نزدیک شویم و اما در اصطلاح توسل آن است که بنده چیز یا شخصی را نزد خداوند واسطه قرار دهد تا او وسیله تقرب آن شخص به خدا گردد.

- آیا هر توسلی حرام است؟

توسل به اولیای الهی به دو صورت انجام می گیرد:

۱.توسل به ذات آنها :مثلا انسان بگوید:خدایا من به پیامبرت محمد(ص) توسل می جویم که حاجت مرا روا کنی.

۲.توسل به مقام و مرتبه بلند آنان نزد خداوند: مثلا بگوید خدایا من مقام و حرمت محمد(ص) و حق او را نزد تو وسیله قرار می دهم که نیاز مرا برآورده سازی.

وهابی ها در دو صورت توسل را حرام و بدعت می دانند بر خلاف روایات اسلامی و سیره مسلمانان که توسل به انبیا و اولیا را به هر دو نوعش اجازه می دهند.

وقتی شیعه به پیامبر (ص) توسل می کند یا یکی از ائمه(ع) را زیارت می کند هرگز این تصور به ذهنش نمی آید که انها خدا و پروردگار او هستند بلکه در نظر او انها واسطه های فیض و حلقه های وصل و رابط بین خدا و بندگان او هستند.

- دیدگاه روایات و سیره مسلمانان:

سیوطی در الدر المنثور از عمر بن خطاب نقل کرده است که پیامبر (ص) فرمود: وقتی آدم آن گناه را مرتکب شد سر بر آسمان بلند کرد و گفت: خدایا به حق محمد از تو می خواهم که مرا بیامرزی....(مسند احمدج ۴ ص ۱۳۸)

* در اسد الغابه می خوانیم:در آن سال که قحطی به اوج خود رسید عمر به وسیله عباس بن عبدالمطلب طلب باران کرد و خداوند به وسیله او آنان را سیراب نمود و زمین ها را خرم ساخت. عمر رو به مردم کرد و گفت:عباس وسیله ماست به سوی خدا و مقامی بلند نزد او دارد.(اسد الغابه ج ۱۳ ص ۱۱۱)

فتوای گروه فتوای وهابیون درباره توسل

وهابی هاتوسل به اولیای الهی و وسیله قرار دادن آنها نزد خداوند متعال را جایز نمی دانند و سیره عموم مسلمانان را در این باره انکار می کنند. گروه فتوای وهابیون در جواب سوالی از توسل پاسخ دادند:

«توسل به پیامبر (ص) و غیر او از انبیا و صالحان جایز نیست.همچنین توسل به مقام آن حضرت(ص) و غیر او حرام است زیرا این عمل بدعت است و از پیامبر (ص) و از صحابه درباره آن حکمی نرسیده است.»

(البدع و المحدثات وما لا اصل لهص ۲۶۵-۲۶۶)

آیا عایشه برخی حقائق را کتمان کرده است ؟

با مراجعه به کتب روایی و تاریخی روشن می شود که متاسفانه عایشه بنا به دلایلی در بسیاری از مواضع حقائق و واقعیات را کتمان می کرده است به عنوان مثال :
نقل شده که وقتی عایشه متوجه می شد که پیامبر خدا ص در حال اقدام برای ازدواج با زنی است با دروغ و خیانت مانع از آن می شد .

thumbnail.aspx?q=1634424979515&id=a45f1df7c30babe5816571aa347d8d89

به عنوان مثال روزی رسول خدا ص زنی را از قوم کلب خواستگاری نمودند ، از این رو عایشه را برای کسب اطلاعاتی نزد خانواده او فرستادند . 
پس از اینکه عایشه از نزد آن خانواده بازگشت پیامبر اکرم ص به او فرمود : او را چگونه دیدی ؟
عایشه پاسخ داد : چیز قابل ذکری ندیدم
در این هنگام رسول خدا ص به او فرمود : تو چیز قابل ذکری ندیدی ؟ تو خالی روی گونه آن زن دیدی که تک تک موهای تو بر بدنت راست شد 
عایشه گفت : ای رسول خدا هیچ رازی از شما پنهان نیست 1

چند سوال :

آیا جلوگیری از عملی که رسول الله ص آن را مصلحت دیده توجیه پذیر است ؟
آیا دروغ گفتن ، خیانت کردن و ممانعت از انجام آن کار ، جسارت به ساحت مقدس رسول خدا نبود ؟
اگر عایشه نقشه های خود را با دروغ و تهمت و غیبت و کتمان حقایق پیش می برده دیگر چه تضمینی برای صحت بقیه اخبار او وجود دارد ؟
آیا مرتکب دروغ ، مرتکب گناه کبیره نشده و آیا مرتکب کبیره از عدالت ساقط نمی شود ؟


1- الطبقات الکبری 8 /127 و کنز العمال 12/188 کتاب فضایل باب فضایل رسول الله ص

هم‌خوانی نداشتن گفتار و کردار وهّابیّت

وهّابیّت فرقه‌ای هستند که؛ هر آن‌چه خود انجام می‌دهند(چه خوب و یا بد) را خوب می‌دانند و حال اگر این کار را دیگران انجام دهند، این کار مردود و برابر با کفر و شرک است.

از جمله اشکالاتی که وهّابیّون به ما شیعیان می‌کنند این است که، آن‌ها به ما می‌گویند:

 شما قبریون هستید.( یعنی؛ مثلاً چرا برای کسی که از دنیا رفته مرقد یا ضریح می‌سازید و به اصطلاح خودشان قبر پرستی می‌کنید.)

 

مفتیان وهّابی از جمله فتواهایی که بدون هیچ گونه سند، و از خود صادر کرده‌اند این است که:

خراب کردن بناها و مرقدهای بر روی قبور، بر هر مسلمانی واجب است و اگر کسی این کار را انجام ندهد، کافر است.

 

صدور این گونه فتواها باعث تخریت و یا منهدم شدن بسیاری از قبور امامان و امام زادگان در کشورهای مختلف شده است، تخریب حرم امامین عسگریین(ع) از جمله نمونه‌های بارز این گونه تخریب‌هاست.

 

سؤال من از وهابیّت این است که: آیا این فتواهای جاهلانه و مغرضانه، فقط برای شیعیان است و باید در حق ما اعمال شود؟!


چرا و چگونه شما برای امام خود(بخاری) گنبد و مرقد می‌سازید و دور آن طواف می‌کنید، ولی شیعه نمی‌تواند؟!

این‌ها عکس‌هایی از مرقد بخاری است.

 

فضای سبز موجود در صحن

 

این قبر بخاری است

 

این عکس قبه‌ی بالا سر قبر بخاری است

امروزه مفتیان وهّابی که غرق در پول‌های نفت‌اند، و مدام که دم از ساخت ضریح و مرقد می‌زنند که مساوی شرک و کفر است. کجایند که ببیند که چگونه علاوه بر ساخت مرقدی برای امام‌شان، بر بالای سرش نیز قبه‌ای زیبا ساخته‌اند.

نکند بخاری شیعه است!!!

آیا شیعه بدلیل بغض برخی صحابه؛کافر می شود؟

وهابیت به علت بغض شیعیان به برخی از صحابه؛ حكم به كفر و ارتداد آنان می دهند. 

اما آیا این دلیل صحیحی برای حکم به ارتداد شیعه است؟!

تنها صحابی كه بغضش و سب و حسادت با او كفر می آورد طبق روایات اهل سنت علی (ع) است «علی خیر البشر فمن ابی فقد كفر([1])» علی بهترین انسان است كسی كه انكار كند كافر است، 

در جای دیگر فرمود «لا یبغض علیاً مؤمن و لا یحبّه منافق([2])» مبغوض نمی دارد علی را هیچ مؤمنی و دوست نمی دارد او را هیچ منافقی.


از سویی قرآن خبر از ارتداد بعضی از صحابه می دهد «افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابكم([3])» اگر پیغمبر بمرگ طبیعی یا قتل از دنیا رفت شما به عقب بر می گردید و اسلام را رها كرده به دوران جاهلیت و كفر باز می گردید([4]).

همچنین دلیل آنهای كه می گویند همه اصحاب خوبند آیه ی ذكر شده در ذیل است «لقد رضی الله عن المؤمنین از یبا یعونك تحت الشجرة([5])» خداوند از مؤمنان هنگامی كه در زیر آن درخت با تو بیعت كردند، راضی و خشنودند خدا آنچه را در درون دلهایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود می دانست، 
این آیه اولا همان عمل بیعت را امضاء می كند نه اعمال بعدی آنها را چناكه حضرت فرمود: «انتم الیوم خیر اهل الارض([6])» شما امروز (و نسبت به این عمل) بهترین اهل زمین می باشید.
ثانیاً: همه صحابه در آنجا جمع نبودند و تعداد افراد 1525 و یا 1400 و یا 1300 نفر بوده اند([7]). پس این آیه نمی تواند دلیل پاكی همه صحابه، و نسبت به افراد موجود، دلیل پاكی آنها نسبت به اعمال آینده آنها باشد.________________________________________

[1]- علی المتقی، الهندی، كنزل العمال فی سنن الاقوال، (مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم، 1405 هـ )، ج11، ص625، روایت..33045
[2]- همان مدرك، ص622، روایت 33027.
[3]- آل عمران/144. 
[4]- زمخشری می گوید: و روی انه لماصرخ الصارخ قال بعض المسلمین لیت عبدالله بن ابی یأخذ لنا اماناً من ابی سفیان و قال ناسٌ من المنافقین لو كان نبیاً لما قتل ارجعوا الی اخوانكم و الی دینكم (نقل شده هنگامی كه ندای كشته شدن پیامبر (ص) بلند شد بعضی از مسلمانها و صحابه گفت: ای كاش عبدالله بن اُبی برای ما امان نامه می گرفت عده ای دیگر منافقانه گفتند به دین برادران خود برگردید. (زمخشری، الكشاف، دار الكتاب العربی، چاپ سوم، 1407 هـ ـ 1987 م) ج1، ص423ـ422.
[5]- فتح/18.
[6]- زمخشری، الكشاف، (پیشین) ج4، ص340.
[7]- همان مدرك، ص340

تضاد وهابیت با شافعی در بحث شفاعت

تضادی که بین وهابیت و عقائد امام شافعی وعلمای شافعی است، به مراتب بیشتر و عمیق‌تر است تا تضادی که میان دیگر مذاهب است. یکی از این تضادها مسئله شفاعت است.

ابن‌تیمیه در کتاب زیارة القبور صراحتاً می‌گوید: اگر کسی برای توسل، کنار قبر پیامبری یا صالحی برود، اول باید او را توبه داد و اگر توبه نکرد، باید کشته شود.[1] 

محمد بن عبد الوهاب مقداری تندتر از ابن‌تیمیه می‌گوید: کسانی که از ملائکه و انبیاء و اولیاء شفاعت طلب می‌کنند و می‌خواهند بدین وسیله‌ به خداوند تقرب پیدا کنند، جان و مالشان هدر است و اموالشان باید مصادره شود. [2]
همچنین می‌گوید: هر کس بین خودش و خدایش، واسطه قرار بدهد، کافر و مرتد است و مال و جانش حلال است.[3]
عبارت محمد بن عبد الوهاب را در کنار اشعار امام شافعی ببنید که می‌گوید:آل    النبی   ذریعتی                و هم  إلیه  وسیلتی
أرجو بأن أعطى غدا                بید الیمین صحیفتی[4]
آل پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، وسیله اتصال من و تقرب من به خدا هستند.امیدوارم به برکت آل پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فردای قیامت، پرونده مرا به دست من بدهد.از دیدگاه محمد بن عبد الوهاب، اول کسی که محکوم به کفر و ارتداد است، امام شافعی است.اما دیگر بزرگان شافعی نیز این نظر دارند:

محی الدین نووی - از بزرگان شافعی و متوفای 676 – می گوید: زائر باید در برابر قبر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بایستد و به خدای عالم متوسل شود، سپس می‌گوید این خطاب را به نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کند:و قد جئتك مستغفرا من ذنبی مستشفعا بك إلى ربی.آمده‌ام نزد تو تا استغفار کنم از گناهانم و تو را شفیع خودم در نزد خدای عالم قرار بدهم



[1] زیارة القبور و الاستنجاد بالمقبور، ص156.

[2] کشف الشبهات، ص58

[3] مجموع مؤلفات محمد بن عبد الوهاب، ج6، ص147

[4]  الصوائق المحرقة، جلد 2، صفحه 524

اولين شخصي كه در نماز ظهر روز عاشورا جلوي امام حسين(عليه السلام) ايستاد و به شهادت رسيد، چه نام داشت


پاسخ:
در برخي از متون ديني و تاريخي آمده است: اولين شخصي كه در روز عاشورا و هنگام نماز ظهر، جلوي امام حسين(ع) ايستاد و بدن خويش را سپر تيرهاي بلا ساخت و با پايان يافتن نماز بر زمين افتاد و شهيد گشت، سعيد بن عبدالله حنفي بود.(1) و هم چنين در برخي متون ديگر آمده است: امام حسين(ع) در ظهر عاشورا، به زُهير بن متن بجلي و سعيد به عبدالله حنفي فرمود: 
"پيش روي من بايستيد تا نماز ظهر را به جا آورم. ايشان برحسب فرمان امام(ع)، پيش روي امام ايستادند و خود را هدف تير گردانيدند، پس امام(ع) با نيمي ازاصحاب خود، نماز می خواندند و نيمي ديگر در حال راندن دشمن بودند.(2) 

پي‏نوشت‏ها: 
1 - جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 452 - 453. 
2 - شيخ عباس قمي، منتهي‏الامال، ج 1، ص 673، چاپ مؤسسه انتشارات هجرت قم. 

چرا قبر حربن رياحي در فاصله اي بسيار دور از بارگاه امام حسين (عليه السلام) دفن است مگر نه اينكه حر



پاسخ:
پس از آنكه عمر بن سعد نيروهاي خود را از كربلا بيرون برد، گروهي از بني اسد كه در آن منطقه زندگي مي كردند، آمدند و شهدا را دفن كردند، امام حسين(ع) را در همين مكاني كه الان مي بينيد دفن كردند، علي اكبر را پايين پاي امام حسين دفن كردند، شهداي ديگر را در يك قبر بزرگ دفن كردند و ابوالفضل العباس را در همانجايي كه به شهادت رسيد دفن كردند. بني اسد حبيب بن مظاهر را نزد سر امام حسين (ع) دفن كردند و او را به همراه شهداي ديگر در آن قبر بزرگ دفن نكردند چون نسبت به حبيب احترام فوق العاده اي داشتند و حبيب از همين بني اسد بود. بني تميم حر بن يزيد را در اين مكاني كه الان موجود است ، دفن كردند و او را به همراه شهداي ديگر در آن قبر بزرگ دفن نكردند. بني تميم نسبت به حر بن يزيد احترام خاصي قائل بودند . حر از همين بني تميم بود و همين بني تميم نگذاشتند سر حر بن يزيد را از بدن جدا كنند با اينكه سرهاي همه شهدا را از بدن جدا كردند. (المجالس السنيه ، سيد محسن عاملي، ص 119، مجلس 73) اين مي رساند كه اين دو شهيد به دست قوم و قبيله خود به اين صورت دفن شده اند. 
برخي اعتقاد دارند كه علت اصلي جدا بودن قبر حر بن يزيد از قبر امام حسين(ع) اين است كه چون حر صاحب مقامات معنوي خاصي است ، خداوند خواسته است كه او بارگاه مستقل داشته باشد تا اولياي الهي او رابطور مشخصي زيارت كنند. (الحر بن يزيد الرياحي، نوشته علي محمد علي دخيل ، ص 41، بيروت ، لبنان) بر اين اساس اين خواست خدا بوده كه مرقد حربن يزيد زيارتگاه مستقلي براي زائران باشد و حق هم همين است زيرا در ميان آن همه شهيد ، فقط حربن يزيد موقعيت خاصي دارد. 
حر كسي است كه با يك هزار سواره نظام براي جنگ با امام حسين (ع) آمده بود.(تاريخ طبري، ج 4، ص 302، هشت مجلدي) اين فرمانده با اين موقعيت ، ناگهان منقلب مي گردد و به سوي امام حسين(ع) مي آيد و در اين راه جان خود را فدا مي كند. 
(بحار ، ج 45، ص 10 و 14) كدامين شهيد چنين بود؟ پس سزاوار است كه او مستقلا زيارت شود و اين نكته به دلها سپرده شود كه انسان در هر مقامي كه باشد، مي تواند به سوي خدا برگردد. 
بنابراين دو علت براي جدا بودن قبر حر گفته شده است: 
الف. اهتمام قوم و قبيله اش 
ب. لطف الهي.


پاسخ:
پاسخ از حضرت آيت الله العظمي حسين مظاهري(دامت بركاته):
معلوم است که درجات آنان، متفاوت است؛ لکن توسل به آنان که برترين مصاديق اولياءالله و احبائه و انصار دين الله و انصار رسول الله هستند، از اعظم نعم الهي است و حتي برخي از اولياء الهي معتقدند که نفوس ضعيفه، به آنها توسل پيدا کنند، بهتر است.منبع: خون موعود، علي(مهرداد) آقا شريفيان و عبدالرسول احمديان

توابين از چه گناهي توبه کردند و آيا قيام آنها صحيح بود و ثواب دارد؟  


پاسخ:
پاسخ از حضرت آيت الله العظمي حسين مظاهري(دامت بركاته):
قيام هاي متعددي پس از شهادت بيدارگرانه حضرت سيدالشهداء(عليه السلام) واقع شد تا بالاخره به دست ايرانيان، بني اميه نابود و ساقط شدند. اصل اين قيام به جا بوده و لکن اينکه اجازه از ولايت را همراه داشته يا نه، معلوم نيست.منبع: خون موعود، علي(مهرداد) آقا شريفيان و عبدالرسول احمديان

تعداد ياران امام حسين(عليه السلام) در کربلا چند نفر بوده است؟ تعداد شهدا چند نفر بوده؟  



پاسخ:
پاسخ از حضرت آيت الله العظمي حسين مظاهري(دامت بركاته):
آنچه مشهور است همان عدد 72 نفر است لکن تعداد همه اصحاب و عيال، ظاهراً معلوم نيست. منبع: خون موعود، علي(مهرداد) آقا شريفيان و عبدالرسول احمديان

چرا برخی از نمازگزاران مرتکب گناه می‏شوند؟  


پاسخ:
مرحوم علامه طباطبایی نوشته است: مراد آیه از اینکه نماز، از فحشاء و منکر باز می‏دارد بازداریِ به نحو اقتضاست نه به نحو علیت تامه؛ یعنی طبیعت نماز این گونه است که اگر مانعی در کار نباشد و مزاحمی پیش نیاید، اثرش، بازداری از فحشا و منکر است، نه اینکه این بازداری به نحو علیت تامه باشد، به این معنا که هر کس نماز خواند دیگر نتواند گناه کند. از این رو سخن کسانی که در پاسخ این شبهه گفته‏اند: نماز در بعضی افراد اثر دارد یا اثر نماز، تا وقتی است که انسان در نماز است و مانند این حرفها، صحیح نیست؛ بلکه نماز، در همه و در همه احوال اثر دارد؛ اما به نحو اقتضا. خلاصه اینکه یاد خدا (نماز) و موانعی که از آن اثر جلوگیری می‏کنند، مانند دو کفه ترازو هستند؛ هر وقت کفه یاد خدا سنگین شود، نمازگزار گناه نمی‏کند و هر جا کفه آن موانع سنگین شود، یاد خدا ضعیف شده، در نتیجه شخص مرتکب گناه می‏شود.(1)
ممکن است علت اینکه بعضی نمازگزاران مرتکب گناه می‏شوند این باشد که نمازی که می‏خوانند از روی عادت است نه ترس از خدا؛ چون ترک عادت بسیار دشوار است، نماز را ترک نمی‏کند و معاصی را مرتکب می‏شود.(2) پس اگر نمازگزار، نمازش را نه از روی عادت، بلکه به سبب انجام وظیفه و با همراه شرایط و خصوصیات آن انجام دهد، او را در ترک معاصی بسیار کمک کرده و تدریجاً گناه را ترک خواهد کرد.

پی نوشت:
1- ترجمه المیزان، ج 16، ص 198.
2- همان، ص 163.