خشم و کنترل آن
2- اگر امكان دارد، هنگام عصبانيت يا بيحوصلگي و كسالت، يك دوش آب ولرم بگيريد.
3- چند لحظه دراز بكشيد و چشمان خود را ببنديد و همه ماهيچههاي خود را شل كنيد تا آرامش عضلاني پيدا كنيد و فكر خود را از آنچه موجب عصبانيت شما شده است منصرف كنيد و به عضلات بدن خود تمركز يابيد.
4- به خودتان تلقين كنيد كه اتفاق خاصي نيفتاده است؛ مگر آسمان به زمين آمده؟ بقيه در چنين مواردي چه ميكنند؟ آيا همه عزا ميگيرند؟ هر كسي به كاري مشغول ميشود و اعتنايي به اين گونه موارد نميكند.
5- هميشه فضاي ذهني و رواني خود را براي شنيدن و دريافت رفتارهاي نابجا و خلاف انتظار آماده سازيد و به اين معنا كه هميشه اين انتظار را داشته باشيد تا ديگران با شما به بدترين شكل برخورد داشته باشند و خود را براي تحمل آن آماده كنيد.
6- اگر برخي موارد سريع سخن گفتيد و عجولانه تصميم گرفتيد و رفتار نابجا از شما سرزد سريع خود را سرزنش و حتي در لفظ اظهار پشيماني نماييد و وعدهها و قولي كه با خود داشتيد را در ذهن خويش حاضر سازيد.
7- از خود ارزندگيهاي نابجا و شخصيت قائل شدن بيش از اندازه براي خود اجتناب ورزيد و تنها هنجارها را رعايت كنيد و لذا به سراغ رفتارهاي متواضعانه همانند تقدم در سلام، همنشيني مناسب با افراد پايينتر، ابراز ارادت به كوچكترها، مصافحه و احوالپرسي با ديگران به خصوص طبقه پايينتر، تفريح و صحبت با ديگران اقدام كنيد.
8- ذكر «لا حول و لا قوة الا بالله» را زياد بر زبان جاري سازيد و سوره والعصر را زياد بخوانيد و تكرار اذكار: «استغفرالله ربي و اتوب اليه» و «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم».
9- به هنگام احساس عصبانيت، سريع تغيير وضعيت و موقعيت دهيد و از آن محيط دور شويد مثلاً اگر در منزل اين حادثه رخ داد لباس پوشيده و منزل را ترك كنيد.
10- وقتي كه با امور عصبانيت آفرين مواجه هستيد براي مدتي (حدود 10تا 15 دقيقه) راه دريافتهاي حسي خود را سد سازيد مثلاً جلوي گوش خود را بگيريد و چشمان خود را ببنديد و سر خود را پايين اندازيد تا دريافتهاي عصبانيت را تحت كنترل شما در آيند و موجب تحريك بيشتر شما نشوند.
11- اگر رفتار و يا صفتي كه در شخصي هست موجب عصبانيت شما شده است آن رفتار را شوخي تلقي كرده و به شكلي خود را از تيررس آنها دور در نظر بگيريد يعني به گونهاي از مخاطب در نظر گرفتن خويش در برابر رفتارهاي ديگران پرهيز كنيد مثلاً از مشاهده كسي كه فحش ميدهد با خود بگوييد مخاطب او من نيستم و در اين هنگام از صحنه دور شده و راه دريافتهاي حسي را سد سازيد تا بيشتر مورد هجوم قرار نگيريد.
12- براي توجيه رفتارهاي خلاف انتظاري كه از ديگران سر ميزند توجيه مناسب داشته باشيد و آنها را مقصر تلقي نكنيد تا موجب شود به خود اجازه عكس العمل بدهيد مثلاً بگوييد خودم از اين فرد بدتر رفتار ميكنم او اشتباه گرفته مقصر نيست اشتباه من باعث رفتار نامناسب او شده است.
13- به نظرات و عقايد ديگران احترام قائل شويد و به ديده احترام به آنها بنگريد و حتي محترمانه با آنها رفتار كنيد.
14- در برخي كارهاي مهم با مشورت خواستن از ديگران تصميمات خود را استحكام بخشيد و از اقدامات عجولانه و خام بپرهيزيد.
15- بيشتر با افراد حليم صبور و غيرعصبي و خوشبين معاشرت كنيد و از دوستي و حرفشنوي افراد تند مزاج پرهيز كنيد.
16- هميشه خودتان و رفتارتان را درست و صحيح تلقي نكنيد و احتمال خطا در كارهاي خود را بدهيد.
17- سعي كنيد به عنوان تمرين گاهگاهي با افرادي كه سليقه آنها را نميپسنديد برخورد كوتاه مدت داشته باشيد و با صاحبان ديگر انتظار مراوده كوتاه مدت داشته باشيد.
18- موارد فوق را در برنامهاي منظم با درج موارد آن در يك جدول و نمره دادن به عملكرد خود و رعايت اين امور سعي در تقليل موارد تخلف داشته و همت خود به افزايش صبر و تحصيل سعه صدر معطوف بداريد.
براي اصلاح عادات بد اخلاقي بايد در دو بعد نظري و عملي تلاش كرد.
بعد نظري: بايد در آن آثار سو اخلاق بد و نتايج نامطلوب و زيانبار فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي انديشه كرد و به اصطلاح بايد عاقبت انديشي نمود. مرد آخر بين مبارك بنده اي است.
اگر انسان به ارزش هاي وجودي خود پي ببرد و متوجه گوهرهاي ارزنده درون خود گردد و بفهمد تا چه مرحله اي مي تواند پيش رود و درك كند جايگاه او از فرشتگان مقرب الاهي نيز مي تواند فراتر باشد، آن گاه خود را رايگان نمي فروشد و كشور وجودش را تسليم سپاه صفات بد و اخلاق ناپسند نخواهد كرد.
اگر فردي درك كند، عادات و اخلاق بد، روح ملكوتي او را آلوده مي سازد و سعادت جاويد و ابدي را از او سلب مي كند و با اين اخلاق و اعمال در واقع وجود خود و شخصيت حقيقي خود را مي سازد و سپس با همين اخلاق بد محشور مي گردد و اين اخلاق و رفتار هرگز از او جدا نمي شود و همنشين دايمي او است مسلما در اخلاق و اعمالش تجديد نظر مي كند و به فكر اصلاح مي افتد پس مرحله اول شناخت درست و واقعي آثار اخلاق و اعمال بد است كه فهم آن به منزله نيمي از درمان و اصلاح آنها است.
بعد عملي: چون اخلاق بد به تدريج و به طور نامحسوس كشور ارزنده وجود انسان را اشغال كرده اند، نمي توان اين مهمانان نامبارك و بد قدم را يك دفعه و ناگهاني از خانه بيرون كرد. بلكه بايد به تدريج و با مدارا و دقت به اين كار اقدام كرد.
مراقبت از اعمال و اخلاق به طور پيوسته و محاسبه نفس و حساب كشيدن از فرد، در كم رنگ شدن و ريشه كني صفات و اخلاق بد نقش اساسي دارند.
هر اقدامي در اين راه ، گامي به سوي پيروزي و رسيدن به هدف است.
به طور مثال در مورد صفت زشت تكبر: اگر انسان آثار سو تكبر را مورد مطالعه قرار دهد كه از جمله آلودگي به كفر و شرك و محروم شدن از علم و دانش و زمينه فراهم شدن براي بسياري از گناهان ديگر و تنفر مردم و دور شدن آنها از فرد متكبر است ، قدري به خود مي آيد و در فكر درمان آن مي شود. سپس در مقام عمل با تواضع در عمل (هر چند در ابتدا به صورت مصنوعي و غير واقعي باشد) و سلام كردن به ديگران و نشست و برخاست با فقرا و ضعيفان و امتياز قايل نشدن براي خود، كم كم تواضع را عادت خود و سپس آن را در وجودش ريشه دار و به صورت ملكه در مي آورد و ساير عادات و اخلاق بد نيز به همين ترتيب ولي به تدريج و بامدارا قابل درمان و معالجه است. شركت در مراسم مذهبي و مراسم دعا و توسل و تلاوت قرآن كريم و نيز معاشرت با دوستان صلاح و با تقوا و با اخلاق و مطالعه سيره امامان (عليهم السلام) و اخلاق بزرگان از علماي دين در رفع مشكل و اصلاح فرد تأثير به سزايي دارند.
تلاش میکنیم در این مجال با واکاوی و تصحیح عقایدمان پایه های فکری استواری بنا کنیم.