توسل در اسناد اهل سنت

برای اینکه معلوم شود تا چه حد عقاید وهابیت بی اساس است دو حدیث صحیح را در اینجا از کتب اهل سنت نقل می کنم :
1. ترمذی از عثمان بن حنیف نقل کرده است مردی که به بینائی او آسیب وارد شده بود , نزد پیامبر(ص) آمد و گفت : دعاکن و از خدا بخواه مرا عافیت دهد. حضرت به او فرمود : اگر می خواهی برایت دعا می کنم ولی اگر صبر کنی برایت بهتر است. آن مرد گفت : دعا کن و از خدا بخواه مرا عافیت دهد. حضرت پیامبر(ص) به او دستور داد وضوی خوبی بگیرد و خدا را با این دعا بخواند : " اللهم انی اسألک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمه . یا محمد انی توجهت بک الی ربی فی حاجتی هذه لتقضی لی. الهم فشفعه فی " ترمذی میگوید : این حدیث خوب و صحیح است.[1] ابن ماجه از ابواسحاق نقل کرده که وی گفته این حدیث صحیح است.[2] احمد بن حنبل در مسندش این حدیث را به دو سند نقل کرده است.[3]
حاکم در مستدرک گفته است : این حدیث صحیح و مورد تأیید بخاری و مسلم است ولی آن ها آن را نقل نکرده اند.[4] طبرانی هم درکتاب الدعاء و معجم کبیر و معجم صغیرش این حدیث را نقل کرده است.[5]
نسائی وقتی این حدیث را نقل کرده اضافه کرده که حضرت پیامبر(ص) فرمود : وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و سپس بگو " الهم انی اسألک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمه . [6]
معمولا وقتی ما این نوع احادیث را نقل می کنیم , وهابیان می گویند : این در زمان حیات پیامبر (ص) بوده یا وقتی توسل خلیفه دوم , عمر را به آن ها یا د آور می شویم می گویند : توسل در زمان حیات اشکال ندارد اما در زمان ممات است که شرک است!
آدم عاقل از این حرف وهابیان شاخ در می آورد. چون اگر یک کاری شرک باشد , آن کار شرک است چه در زمان حیات باشد یا در زمان ممات و اگر نباشد حیات و ممات آن کار را شرک نمی کند. این مثل این است که بگوییم عبادت و نماز برای پیامبر در زمان حیاتش اشکال ندارد بعد از مرگش است که شرک می شود؟! مگر حیات و مرگ شرک و توحید را عوض می کند ؟
2. دارمی در کتاب سنن خود بابی را تحت عنوان " باب ما اکرم الله نبیه بعد موته " باز کرده و از اوس بن عبد الله نقل کرده سالی در مدینه قحطی شدیدی واقع شد. مردم نزد عایشه رفته از وضع موجود شکوه کردند. عایشه گفت : " انظروا قبر النبی (ص) فاجعلوا منه کوی الی السماء حتی لا یکون بینه و بین السماء سقف" به قبر پیامبر(ص) توجه کنید و روزنه ای بسوی آسمان قرار دهید بگونه ای که مانع بین قبر و آسمان نباشد. عبد الله می گوید : مردم همین کار را انجام دادند , بقدری باران بارید که از زمین گیاه رویید و شتران بیش از حد فربه شدند.[7]
--------------------------------------------------------------------------------------------
[1] . سنن ترمذی , ج5, ص229
[2] . سنن ابن ماجه , ج1, ص441
[3] . مسند احمد , ج4, ص138
[4] . مستدرک حاکم , ج1, ص313
[5] . کتاب الدعاء , ص320 و المعجم الکبیر , ج9, ص31 و المعجم الصغیر ج1, ص183
[6] . السنن الکبری , ج6, ص168
[7] . سنن دارمی , ج1, ص43
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۱/۱۵ ساعت ۱۰:۹ ب.ظ توسط حسین کربلایی
|
تلاش میکنیم در این مجال با واکاوی و تصحیح عقایدمان پایه های فکری استواری بنا کنیم.